امجدی وکیل پایه یک - موضوع فقهی
اخبار و اطلاعات حقوقی,کیفری,قضائی وموضوعات متنوع دیگر

طرح های توجیهی اقتصادی طرح های توجیهی اقتصادی
مشاغل پردرآمد
در تابستان شروع کنید
نرم افزار تقویت امواج مغز
با داشتن حافظه قدرتمند و تمرکز بالا همه را مبهوت توانایی خود خواهید کرد!
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
هارشنبه 16 شهریور 1384

سوم شعبان سال 4 هجری دومین سبط وریحانه‌ی رسول اکرم (ص) و سومین پیشوا و امام معصوم و پنجمین چهره‌ی درخشان آل عبا حضرت ابا عبدالله الحسین در خانه علی و فاطمه (س) متولد شد و جهان از ولادت آن حضرت روشن و منور گشت.
حضرت امام حسین(ع) در آغوش پیامبر بزرگ اسلام (ص) به مدت 7 سال تربیت یافت و درباره امام حسین(ع) پیامبر مکرر فرموده است: خدایا من حسین را دوست می دارم پس دوست بدار کسی که او را دوست می دارد و در جای دیگر مقام آن حضرت را به قدری بالا برده است که می فرماید:
حسین منی و انا من حسین، حسین از من است و من از حسینم، و پیامبر امام حسین را احیاء کننده شریعت خود و نگه دارنده‌ی قرآن و مکتب خود می داند و این مقام را بدست نیاورد جزء با پاسداری خالصانه‌ی حضرتش از اسلام و قرآن و نثار خون پاک و مقدسش در احیای دین جدش رسول الله (ص)، درود خدا بر او و اهل بیتش باد.
امام حسین (ع) جلوه اوصاف پیامبران است وجود مبارک امام حسین (ع) که در آیینه‌ی قرآن و در عرصه گاه وجود پیامبر اسلام و در صفحه‌ی روشن بصیرت و بینش خود همه پیامبران را با ارزش های وجودی آنان می دید سرا پا عاشق آنان شد و در دنیای باطنش همراه و همراز آنان گشت و از ارزشهای وجود آنان به شدت رنگ گرفت تا جایی که وارث آنان شد.
هنگامی که می گوییم حسین وارث پیامبران است به این معنا نیست که آن حضرت از آن بزرگواران ارث مادی برده است بلکه به این معنا است که آن جلوه‌گاه حقیقت همه‌ی ارزشهای الهی و معنوی آنان را به ارث برده است.
پربارترین و سنگین ترین ارثی که از پیامبران برای پس از خودشان باقی ماند ارزش های الهی و انسانی و فرهنگ ثمر بخش و پاکشان بود که هر انسانی با نشان دادن لیاقت و شایستگی و از طریق حسب و نسب معنوی می توانست از آن بزرگواران ارث ببرد و در میان همه سهم ارث بری امام حسین (ع) به خاطر بستگی روحی به آنان، سهم فوق العاده ای بود.
امام حسین (ع) از حضرت آدم (ع) مقام خلافت، مقام علم همه‌ی اسماء، مقام هدایت و مقام کرامت را به ارث برد و از حضرت نوح مقام تبلیغ و صبر و استقامت و دلسوزی و مهرورزی به بندگان خدا و از حضرت ابراهیم مقام دوستی و دعا و تسلیم و امامت و از حضرت موسی مقام پایداری و مبارزه سخت بر ضد ستمگران و از حضرت عیسی مقام معنوی و باطنی و از پیامبر اسلام همه‌ی ارزش های الهی و از امیر المومنین علی (ع) همه‌ی حقایق را به‌میراث برد و از طریق این ارث بری و همنشینی باطنی به جایی رسید که در زیارت وارث به آن حضرت خطاب می شود.
 « اشهد انک الامام البر التقی الرضی الزکی الهادی المهدی »
گواهی می دهم که تو یقینا پیشوا، نیکوکار، اهل رضایت از حق، و پاک و پاکیزه، هدایت کننده، هدایت شده ای

پایگاه استاد حسین انصاریان



 

نویسنده : امجدی - ساعت 00:47 AM روز دوشنبه 24 دی ماه سال 1386
نظرات (0)    |   لینک ثابت    |   تگ فقهی


 

روایت نقل شده در مورد داستان آدم و حوا ، در قرآن حال و هوای خاصی دارد در داستان قرآن نقش ها  بر اساس جنسیت بردوش شخصیت ها گذارده نشده است و هیچ گونه امتیاز از پیش تعیین شده ای برای کسی  در نظر نگرفته اند . در حقیقت هرکسی نتیجه کردار خویش است . و به این اعتبار مسئول نیز هست . قرآن  داستان را اینگونه آغاز می کند : " و یا آدم اسکن انت و زوجک الجنة فکلا من حیث شئتما و لا تقربا هذه

الشجرة فتکونا من الظلمین . "

" وای آدم تو و همسرت در بهشت بیارامید و از هر جا (هر چه ) که خواستید بخورید و بیاشامید ولی به این درخت نزدیک نشوید و گرنه از ستمکاران خواهید بود .

فعلهای دستوری این عبارات آدم و همسر ش را به یک میزان مخاطب قرار می دهد و با زبانی روشن آنها را  از ممنوعیتی سرنوشت سازآگاه می کند ، "جمله فتکونا من الظالمین " بر حساسیت موضوع  تاکید می کند .

 این عبارات در سوره بقره آیه 35 تقریبا با همین جمله ها آورده شده است . که مبین پایدار بودن طرح داستان  در نزد آفرینشگر آن است . بعد از این آیه یعنی درآیه 36 این جمله آورده می شود ( فازلهما الشیطن عنها ) سپس ، شیطان آنان را به لغزش کشانید و در جایی دیگر ( فدلیهما بغرور ) آن گاه شیطان آنان را وسوسه کرد.

تمام ضمایر در تصویر این صحنه ها به صیغه تثنیه است یعنی نشانه ای که بر دو شخص دلالت می کند . باز در جایی دیگر همین بند از داستان به این صورت می آید ( فوسوس لهما )  آن گاه شیطان آنان را وسوسه  کرد. در جایی می خوانیم یا بنی آدم لایفتننکم الشیطن کما اخرج ابویکم من الجنة . ای فرزندان آدم ، شیطان شما را نفریبد چنان که پدر و مادر شما را از بهشت آواره کرد .

همه این نمونه ها حکایت از این دارد که بر خلاف تصور عمومی که بهشت را جایگاهی فارغ از دغدغه های  مسئولیت می دانند ، آنجا نیز خار مسئولیت بر گلهای زیبای فراغ بالی خود نمایی می کند. در بیان قرآن فضایی سرشارا ز مائده های گوارا به علاوه مسئولیتی بزرگ در برابر  انسان است و انسان نیز موجودی منفعل نیست که خداوند آن را در مواقعی خاص کوک کند تا از بازیهای آن لذت ببرد بلکه نخستین ویژگی نمایان انسان در این عرصه عنصر انتخاب است ، انسان یعنی انتخاب ، او می تواند با اجتناب از درخت به وضع موجودش تداوم بخشد یا بار رنج تقرب بر آن را تحمل کند

انسان فریب می خورد . در روایت قرآن انسان هم  بر مرد قابل اطلاق است هم بر زن . این خطا بر دوش مرد وزن به طور مساوی حمل می شود و آنها باید با هم به عذاب تن در دهند .

قرآن به آدم به عنوان نور چشمی خلقت نگاه نمی کند او نتیجه کردار خویش است .او باید خودش را بسازد و این ساختن با رنج و سختی همراه است . قرآن با لحنی واقع گرا به شرح واقعه می پردازد او نه برای وضعیت انسان آه و ناله راه می اندازد و نه با امتیازهای ویژه غیر منطقی او را بر تارک پدیده های هستی می نشاند . آنچه در شرح و تفسیر داستان آفرینش با توجه به روایات قرآنی آن آورده اند و در آن به نیرنگ شیطان یا مار و اغفال حوا و اغوای آن پرداخته اند کاملا متاثر از اسرائیلیات است و قصد اصلی مفسران تقرب ذهنی خوانندگان به فضای داستان بوده است . و ابدا در پی القائاتی که در روایات توراتی آن است ، نبوده اند . داستان آفرینش در قرآن مانند تمام داستانهای دیگر این متن مقدس بر درون مایه جاودانه ای بنا شده است . ( ان اکرمکم عندالله اتقیکم ) گران مایه ترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست . تمام داستانهای قرآن در هر چه بیشتر نمایان کردن این گوهر گرانسنگ است . قصه آفرینش ، نوح ، قوم اسرائیل ، یوسف و دیگر قصص بر این ستون بی تزلزل تکیه دارد و جذابیت خود را از آن کسب می کند

 

 با تحلیل قصه آفرینش در قرآن اصل ( ان اکرمکم عنداالله اتقیکم ) بیشتر و بهتر خود را نمایان می کند در فضایی پاک و تهی از آلودگی ، مرد و زن زندگی می کنند آنها در لطف الهی حق بهره گیری از مائده های گوناگون را دارند . اما در این میان ممنوعیتی نیز روبروی آنان است . صحنه سفیدی را در نظر بگیرید که نقطه سیاهی در میان آن است. بهشت چنین موقعیتی رادارد . ساکنان بهشت از فرشتگان نیستند که از هر  گونه گرایش اعتراض آمیزی تهی باشند . آنها ترکیبی از گل و دل هستند و هر کدام از این عناصر از اجزای سحر آمیز و نا شناخته ای تشکیل یافته است . در حقیقت می توان گفت ساکنان بهشت یک مشت تناقض اند.

نیروهای گوناگونی آنها را به تحرک و تموج وا می دارد . آنها می توانند دربرابر محرکهای خارجی واکنش گوناگونی از خود نشان دهند . آنان واقعی اند ، موجودات افسانه ای در قصه ای سرگرم نیستند . آنان از حقوق خود آگاهند . پیش از این به آنها ابلاغ شده  که حق استفاده از چه چیزهایی را دارند و درمقابل چه چیزی باید پرهیزگار و پارسا باشند . دقیقا نمی دانیم ساکنان بهشت چند سال یا چند قرن توانسته اند از جذابیت آن نقطه سیاه در متن تماما سفید پرهیز کنند . اما با توجه به آگاهی هایی که ما از انسان تا کنون کسب کرده ایم ، می دانیم ساکنان بهشت خواه نا خواه به سوی آن نقطه سیاه کشیده می شوند و در این جاست که مبارزه آدمی  آغاز می شود. آنها در مقابل درخت می ایستند و  و چه بسا سالها با میل خود برای چیدن آن مبارزه می کنند .

 

 

اما در یک آن ، در یک آن نسیان زده ، آنها از مرزهای تقوا می گذرند و از نزد پروردگار دور می شوند . اکنون نی از نیستان بریده شده، اکنون زمان فراق فرا رسیده است و در این خاکدان هجران زده ، غم غربت ، دل آرامی را میان پنجه های بی ترحم می فشارد . اکنون ساکنان بهشت ، مرد و زن فقط با گفت و گو از آن روزهای وصل می توانند دل خویش را تسلی دهند وصال مرد و زن در زمین خاطره ای است از آن وصال

 حقیقی در بهشت. خانه اصلی آدمی.

 قرآن هیچ گونه تبعیضی در مقابل ساکنان بهشت نشان نمی دهد ، آنان کرامت و وصال خود را با خروج از دایره تقوا از دست داده اند و بازمی توانند در رویکردی آگاهانه به سوی این اکرام و وصال یا در یک زمان نمادین به این بهشت بازگردند. کسی که سیب یا گندم را می چیند انسانی است که پا از تقوای الهی بیرون نهاده و سفارش خداوند را در یک آن نسیان زده از یاد برده است.

پس ما نیز شاید همان کسی باشیم که بر سیب نافرمانی از خدا دست تعدی بلند می کند و غافلانه از سرشت  پاک خود یعنی در نزد خدا بودن دور می شود.


 

نویسنده : امجدی - ساعت 00:32 AM روز دوشنبه 24 دی ماه سال 1386
نظرات (0)    |   لینک ثابت    |   تگ فقهی


آیت‌الله مکارم شیرازی: غلط‌های قرآن عثمان‌طه مفهوم آیات را تغییر می‌دهد

گروه فعالیت‌‌های قرآنی: دفتر آیت‌الله مکارم شیرازی با صدور اطلاعیه‌ای درباره اظهارات چندی پیش این مرجع تقلید درباره غلط‌‌های رسم الخطی قرآن عثمان‌طه توضیحاتی ارائه کرد.

آیت‌الله مکارم شیرازی

به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا) به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله‌ مکارم شیرازی، این مرجع تقلید چندی پیش در ملاقاتی که قرآن‌پژوهان با وی داشتند، اظهار کرد: قرآن عثمان‌طه از نظر املاء و رسم‌الخط پاره‌ای از اشتباهات را دارد که لازم است اصلاح شود که در نهایت جمعی از اقشار مختلف توضیح بیشتری در این زمینه خواستند که این توضیحات به شرح زیر است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

شک نیست قرآن کتابی است بدون هیچ‌گونه تحریف که از عصر پیغمبر اکرم(ص) از طریق مکتوب به وسیله جمعی از صحابه و از آن بیشتر از طریق حفظ در حافظه‌ها به طور مستمر به ما رسیده و هیچ تغییری در آن حاصل نشده است. ولی در بعضی از قرآن‌ها مانند قرآن معروف «عثمان طه» که امروز در دسترس همه ماست اشتباهات فراوانی در املاء و رسم الخط آن واقع شده است که باید اصلاح گردد تا توده‌های مردم آیات را صحیح بخوانند. متأسفانه تاکنون علمای حجاز اقدام به اصلاح این اشتباهات رسم الخطی که گاه معنی و مفهوم آیه را تغییر می‌دهد، نکرده‌اند.

آیا موقع آن نرسیده است که هیئتی از نمایندگان علمای تمام کشورهای اسلامی دامن همت به کمر زنند و به این کار مهم اقدام نمایند، زیرا انجام این کار به صورت فردی تأثیر کافی ندارد.

در ادامه این اطلاعیه 10 آیه مذکور بدین شرح عنوان شده است: سوره نحل آیه 95، سوره طه آیه 69، سوره ذاریات آیه 5، سوره مرسلات آیه 7، سوره آل عمران آیه 178، سوره رعد آیه 19، سوره مومنون آیه 55، سوره غافر آیه 43، سوره انفال آیه 41 و سوره لقمان آیه 27.

در بخش دیگری از این اطلاعیه به عنوان نمونه به گوشه‌ای از این اشتباهات اشاره شده است که نوشتن واژة «انِّما» و «انَّما» به صورت متصل در 10 آیه از این قرآن‌ها در حالی که باید به صورت جداگانه (اِنّ ما و اَنّ ما) نوشته شود (زیرا «ما» در آن موصوله است و حتماً باید جداگانه نوشته شود تا با «اِنّما» که کلمه حصر است، و «اَنّما» که آن هم گاه به معنی حصر و گاه فقط برای تأکید است، اشتباه نشود و معنی تغییر نکند) از جمله آن‌ها است.

در ادامه این اطلاعیه 10 آیه مذکور بدین شرح عنوان شده است: سوره نحل آیه 95، سوره طه آیه 69، سوره ذاریات آیه 5، سوره مرسلات آیه 7، سوره آل عمران آیه 178، سوره رعد آیه 19، سوره مومنون آیه 55، سوره غافر آیه 43، سوره انفال آیه 41 و سوره لقمان آیه 27.

اطلاعیه ادامه داده است: عجب اینکه در موارد دیگری به صورت صحیح و جدا از هم نوشته شده مانند دو آیه 62 سوره حج و آیه 30 سوره لقمان.

البته اشتباهات متعدد دیگری نیز هست که همه آنها پس از تکمیل به صورت یک جزوه مستقل در اختیار علما و دانشمندان و فضلا قرار خواهد گرفت.

در پایان این اطلاعیه آمده است: بار دیگر تکرار می‌کنیم اشتباه فقط در املا و رسم الخط صورت گرفته و در آیات قرآن هیچ‌گونه تحریفی صورت نگرفته است.


 

نویسنده : امجدی - ساعت 00:17 AM روز دوشنبه 24 دی ماه سال 1386
نظرات (0)    |   لینک ثابت    |   تگ فقهی


فال با قرآن

البته یکی از اساتید بزرگ ما استخاره به قرآن را زیاد قبول نداشت مگر در مواقع خیلی خیلی ضروری

سایت گرافیکی

با اینکه من ایقدر دنبال سایتهای گرافیکی می گردم و با خیلی از خارجی هاشون هم آشنام ولی این یکی را برای اولین بار دیدم!!

دانلود رایگان کتابهای ای بوک

این دیگه از اون سایتهایی که یه چیزایی توش پیدا میشه!!

یاسین مدیا

بالاخره یکی یه تکونی به خودش داد!!

ماهنامه تخصصی جنگ افزار

بچه های گردان عاشورا حتما ببینید

 

 

 

عجب هوای خوبی بود. برفهای دیروز و امروز باعث شده بود خنکی ملایمی در فضای شهر پخش شود. البته مه رقیقی هم بر فضا حاکم بود. سردی هوا طوری بود که فقط انسان را قلقلک می داد. ما هم از این فرصت استفاده کردیم پس از یک دعای مختصری( روایت است که هنگام نزول باران دعاها زودتر مستجاب می شود) یک تویوب برداشتیم و رفتیم بازی.

 

ویک داستان خواندنی:

نقل است که درس آخوند خراسانی در نجف مورد استقبال بسیاری واقع شده بود که حتی در بعضی از کلاس‌ها تا هزار نفر شرکت می‌کرده‌اند. در درس خارج فقه ایشان نیز بنا بر رسم رایج حوزه‌ها مساله‌ای مطرح و روی آن بحث می‌شده است. در میان طلاب فاضل که به بحث استاد اشکال وارد می‌کردند؛ یکی از شاگردان نیز که سواد چندانی نداشته است بسیار سر و صدا می‌کرده. طلابی که از کم سوادی وی مطلع بودند روزی قرار می‌گذارند که در اوج بحث و اشکال همه با هم ساکت شوند تا ببینند وی چه می‌گوید. در موعد مقرر وقتی همه با هم ساکت شدند ناگهان دیدند که این شخص پرهیاهوی فاضل نما مشغول داد و فریاد است که: "چه کسی گفته است که قرمه سبزی بهتر از قیمه است؟ اصلا قیمه خیلی بهتر از قرمه سبزی است"

 



نوشته شده توسط امیر گروسی در جمعه ۱۴ دی ۱۳۸۶ و ساعت 21:03

 

نویسنده : امجدی - ساعت 11:44 PM روز یکشنبه 23 دی ماه سال 1386
نظرات (0)    |   لینک ثابت    |   تگ فقهی


با هزار ذوق به زبان نیامدنی می گویی:

بیقراری هایم را از پشت آن طرفهای دنیا ، کسی بی خبر از همه جا زنگ می زند و نشانه ای می آورد :

و تواصوا بالحق و تواصو بالصبر! یعنی که آرام ، آرام !

خیره می شوم به رگه های کوچک قرمزی که نم نمک سر در می آورند از کنار آن گنبد خضرا

کفر نیست گفتن از قداست چشم های سبزی

که آبی می شوند!

آبی.. آبی .. ، رنگ همه ی اشک های زلال دنیاست. 

عکس ستاره ی سیاه درب و داغانی چون من هم وقتی می افتد به آسمان سبز شما

همه چیز آبی می شود..!

و رگه های کوچک قرمزی که خودم نمی توانم توی چشم های خودم ببینم

اما حضورشان را حس می کنم لابلای این لحظات.......

   

مجسمه patience

 

وَالْعَصْرِ۱﴿

 

إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ۲﴿

 

إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ

 

وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ

 

وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ۳﴿

 

سوگند به عصر که بی تردید انسان در زیان کاری بزرگی است

 

مگر کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده اند

 

و یکدیگر را به حق توصیه نموده و به شکیبایی سفارش کرده اند 


 

نویسنده : امجدی - ساعت 11:42 PM روز یکشنبه 23 دی ماه سال 1386
نظرات (0)    |   لینک ثابت    |   تگ فقهی


استاد محمدهادى معرفت

ترجمه: واحد پژوهش موعود

کردن زمین از عدل و داد، بعد از آنکه از ظلم و ستم آکنده‏شده، وحدت نظر دارند.مذاهب مختلف و دیدگاههاى متفاوت، در اعتقاد به‏ظهور مهدى از آل محمد، صلى‏الله‏علیه‏وآله، در آخرالزمان، براى پرنت‏شریف‏نیز روایات متواترى در مورد آن وارد شده است، موضوع «مهدى موعود»، علیه‏السلام،است و امت اسلام، بایکى از امور ضرورى دین حنیف اسلام و یکى‏از موضوعاتى که در آیات متعددى از کتاب عزیز بدان اشاره شده و در


بدون دلیل سخن مى‏گویند،کسى با آن مخالفت نکرده است. در هر حال این موضوع در مجموعه اعتقادات‏اهل اسلام تا بدان حد از ضرورت رسیده که جز اهل لجاج و کسانى که

شده‏اند بسیار فراوان و متنوع‏اند و نویسندگان دانشمند شیعه و اهل سنت دراین زمینه قلم زده‏اند. کتابها و رساله‏هایى که در اثبات ظهور مهدى،علیه‏السلام، و اینکه او از فرزندان فاطمه، علیهاالسلام، است، نوشته

مهدى در قرآن

عبارتى تاویل آنها به آن حضرت اشاره‏دارد، نه تنزیل آنها. در قرآن کریم آیات متعددى در شان مهدى، علیه‏السلام،وارد شده است، البته باید توجه داشت که باطن این آیات و یا به

رسول خدا، صلى‏الله‏علیه‏وآله، مى‏فرماید:

«ما فى‏القرآن آیة الا و لها ظهر و بطن‏»(1) هیچ آیه‏اى از قرآن نیست مگر اینکه براى آن ظاهر و باطنى است.

امام باقر، علیه‏السلام،نیز در پاسخ کسى که در همین زمینه از ایشان پرسش کرده بود، فرمود:

«ظهرها تنزیلها و بطنها تاویلها»(2)

ظاهر هر آیه تنزیل آن و باطن هر آیه تاویل آن است.

ماندگارى‏و فراگیرى قرآن را در عین جاودانگى آن تضمین مى‏کند. به گونه‏اى‏که آیه در گذر ایام قابلیت انطباق بر موارد مشابه با مورد نزول را پیدا کند.و این همان چیزى است که «بطن‏» و «تاویل‏» عبارت از مفهوم عامى است که بعداز جدا کردن آیه از خصوصیاتى که آن را در برگرفته، به دست مى‏آید،

بیماریهاى آنهاست.پیش مى‏آید، داراست. به واسطه همین نوع دلالت‏است که قرآن تا ابد زنده است و در همه زمانها شفابخش مردم و دواىدست‏مى‏آید، و دیگرى دلالتى که عام و فراگیر است و قابلیت انطباق بر موارد مشابه‏را، بر حسب آنچه در طول زمان تردیدى نیست که براى قرآن دو نوع دلالت‏وجود دارد: یکى دلالتى که بر حسب ظاهر آن و بر اساس شان نزول آیه به


اما برخى از آیاتى‏که در شان امام مهدى، علیه‏السلام، تاویل شده‏اند، به قرار زیر است:

1. «و نرید ان نمن على‏الذین استضعفوا فى‏الارض ونجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین، و نمکن لهم فى‏الارض‏»(3)

و ما بر آن هستیم که بر مستضعفان‏روى زمین نعمت دهیم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم.

مستضعفان را مى‏گیرد تا آنها رابر مستکبران غالب سازد و آنها را وارث شهر و سرزمین مستکبران نماید.است‏که خداوند در میان مردمان جارى ساخته است. به عبارت دیگر این آیه بیان مى‏کندکه خداوند بزودى دستان این آیه اگر چه به مناسبت داستان فرعون و موسى‏و بنى‏اسرائیل نازل شده است، اما مدلول آن عام بوده و بیانگر سنتى

در حدیثى که «مفضل‏بن عمر» روایت کرده چنین آمده است:

فبکى و قال: انتم‏المستضعفون بعدى. «سمعت اباعبدالله، علیه‏السلام، یقول: ان رسول‏الله،صلى‏الله‏علیه‏وآله، نظر الى على و الحسن و الحسین، علیهم‏السلام،

استضعفوا فى‏الارض و نجعلهم ائمة‏و نجعلهم الوارثین‏» قال، علیه‏السلام: فهذه الآیة جاریة فینا الى یوم القیامة.»(4) قال المفضل: قلت: مامعنى ذلک؟ قال: معناه‏انکم الائمة بعدى، ان‏الله عزوجل یقول: «و نرید ان نمن على الذین

علیهم‏السلام، انداخت و در حالى که گریه مى‏کرد فرمود: شمامستضعفان پس از من هستید. از اباعبدالله (امام صادق)، علیه‏السلام، شنیدم‏که فرمود: پیامبر اسلام، صلى‏الله‏علیه‏وآله، نگاهى به على، حسن و حسین،

را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم.»بعداز من خواهید بود. خداوند، عزوجل، مى‏فرماید: «و ما بر آن هستیم که برمستضعفان روى زمین نعمت دهیم و آنان مفضل مى‏گوید: پرسیدم معناى این سخن‏چیست؟ و امام [در جواب] فرمود: معناى این سخن این است که شما امامان

در نهج‏البلاغه نیز چنین آمده است:

فى‏الارض و نجعلهم‏ائمة و نجعلهم الوارثین.»(7) عطف الضروس(6) على ولدها. و تلا عقیب ذلک: و نرید ان نمن على الذین استضعفوا

برندگان [زمامداران دین و دنیا] قرار دهیم.مى‏خواهیم‏بر آنانکه در زمین ناتوان شمرده شده‏اند منت نهاده [توانا و بزرگوارشان گردانیم]آنها را پیشوایان و ارث دنیا بر ما [آل محمد] بازگردد و مهربانى‏نماید مانند بازگشت‏شتر بدخو و گازگیر به بچه خویش و در پى آن خواند:

«ابن ابى‏الحدید» در شرح این کلام امیرمؤمنان، علیه‏السلام، مى‏گوید:

که او در آخرالزمان به دنیا بیایدکفایت مى‏کند.»(8) سرزمینها چیره مى‏شود. اما لازم نیست که این‏امام در حال حاضر موجود باشد، بلکه براى درستى این کلام تنها همینمى‏شود.اما اصحاب ما [اهل سنت] مى‏گویند: این کلام وعده‏اى است نسبت‏به امامى‏که مالک زمین مى‏شود و بر همه «امامیه گمان مى‏کنند این کلام خداوندوعده‏اى است از سوى او نسبت‏به امام غایبى که در آخرالزمان مالک زمین


علیه‏السلام،خواهد بود.اینکه خیر، او به موقع خود متولد مى‏شود؟ اما به هرحال در این موضوع تردیدى‏نیست که این امام از فرزندان على،سرزمینهاچیره مى‏شود، اتفاق نظر وجود دارد و تنها اختلاف در این است که آیا این امام درحال حاضر وجود دارد یا اما باید گفت: در اینکه آیه مزبور وعده‏به ظهور امامى است که پیش از برپایى قیامت مالک زمین شده و بر همه


2. «و لقد کتبنا فى‏الزبور من بعد الذکر ان‏الارض یرثها عبادى الصالحون‏»(9)

و ما در زبور، پس از ذکر (تورات)نوشته‏ایم که این زمین را بندگان صالح من به میراث خواهند برد.

مراد از «زبور» در این آیه زبور داود، علیه‏السلام،است. چنانکه در سوره نساء (آیه‏163) و سوره اسراء (آیه 55) آمده است:

«و اتینا داود زبورا»

و به داود زبور را ارزانى داشتیم.

و زبور همان کتاب «مزامیر» است‏که در ضمن کتاب عهد قدیم آمده است: اما در این کتاب چنین مى‏خوانیم:

برکنده خواهدشد...»(10) «از خشم دورى کن و از دشمنى بپرهیز، فریب‏کارهاى ناشایست را نخور زیرا کسانى که کار ناشایست انجام مى‏دهند

«و کسانى‏که انتظار پروردگار را مى‏کشند وارث زمین مى‏شوند.»(11)

«و اما کسانى که به سکون و آرامش دست‏یافته‏اند وارث‏زمین مى‏شوند و در نهایت‏سلامت‏به کامجویى مى‏پردازند.»(12)

«زیرا خجستگان و برکت‏یافتگان از آنها وارث‏زمین مى‏شوند و نفرین شدگان از آنها ریشه‏کن مى‏شوند.»(13)

«درستکاران‏وارث زمین شده و تا ابد در آن ساکن مى‏شوند.»(14)

الذى ارتضى لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا یعبودننى لایشرکون‏بى‏شیئا»(15) 3. «وعدالله الذین امنوا منکم و عملواالصالحات‏لیستخلفنهم فى‏الارض کما استخلف‏الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم

سازد. و وحشتشان را به‏ایمنى بدل کند. مرا مى‏پرستند و هیچ چیزى را با من شریک نمى‏کنند.همچنان‏که مردمى را که پیش از آنها بودند جانشین دیگران کرد. و دینشان را، که خود بر ایشان‏پسندیده است، استوار خدا به کسانى از شما که ایمان آورده‏اند و کارهاى‏شایسته کرده‏اند، وعده داد که در روى زمین جانشین دیگرانشان کند،

مهدى منتظر، علیه‏السلام، محقق مى‏شود.براى‏امت اسلام تحقق نیافته است، بنابراین ما چاره‏اى نداریم جز اینکه بگوییم این وعده‏اى‏است تخلف‏ناپذیر که با ظهور جانشینى و قدرت‏یافتن در زمین به صورت فراگیرو همیشگى، که در این آیه بدان وعده داده شده، در هیچ برهه از زمان

علیه‏السلام،در قرآن کریم آمده است: در مورد عیسى بن مریم، علیهماالسلام،و بازگشت او به دنیا در آخرالزمان و همچنین پیروى او از امام مهدى،

ان هو الا عبد انعمنا علیه‏و جعلناه مثلا لبنى‏اسرائیل ... و انه لعلم للساعة ، فلا تمترن بها و اتبعون هذا صراط‏مستقیم.»(16) «و لما ضرب ابن مریم مثلا، اذا قومک منه یصدون. و قالوا الهتنا خیر ام هو ما ضربوه لک الا جدلا بل هم قوم خصمون،

راه راست.بنى‏اسرائیلش گردانیدیم... و هر آینه او نشانه فرارسیدن‏قیامت است. در آن شک مکنید، و از من متابعت کنید، این استبراى جدال باتو نگفتند، که مردمى ستیزه‏جویند. او جز بنده‏اى نبود که مانعمتش ارزانى داشتیم‏و مایه عبرت و چون داستان پسر مریم آورده شد، قوم تو به شادمانى‏فریادزدند، و گفتند: آیا خدایان مابهترند یا او؟ و این سخن را


شان مهدى نازل شده است. ودر ادامه نیز چنین مى‏گوید: «ابن حجر هیثمى‏» مى‏گوید: «مقاتل بن سلیمان‏»و کسانى دیگر از مفسران که از او پیروى مى‏کنند، گفته‏اند: این آیه در

»(17) خداوندخواست که فاطمه و نسل او را از شر شیطان رانده شده در امان بدارد و همین رانسبت‏به على نیز درخواست کرد.نوادگان آنها را کلیدهاى حکمت و معادن رحمت‏قرار مى‏دهد و سر این موضوع این است که پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله، ازنسل‏فاطمه و على، علیهماالسلام، برکت قرار داده شده و خداوند از نسل آن دو پاک‏سیرتان‏بسیارى خارج مى‏سازد و «بزودى احادیثى که در آنهاء تصریح شده که اواز اهل بیت پیامبر است، خواهد آمد.. پس آیه دلالت‏بر این دارد که در



رسول خدا، صلى‏الله‏علیه‏وآله، نیز مى‏فرماید:

«کیف انتم اذا نزل ابن مریم و امامکم منکم‏».(18)

حال شماچگونه خواهد بود زمانى که پسر مریم نازل شود و امامتان از شماست.

است. زیرا نزول او در آخرالزمان‏رخ مى‏دهد. اما، این سخن خداى تعالى در آیه مزبور که مى‏گوید:«و انه لعلم لساعة‏» یعنى اینکه او از نشانه‏هاى فرا رسیدن قیامت

پى‏نوشتها:

قرار گرفته است. ×. متن حاضر ترجمه مقاله‏اى است‏با عنوان «المهدى‏فى‏الکتاب والسنة‏» که توسط حضرت آیة‏الله معرفت در اختیار مجله

1. در نهایه‏ابن اثیر (ج‏1، ص‏136) چنین آمده است: «لکل آیة منها ظهر و بطن.»

2. ر.ک: السلمى السمرقندى، محمدبن مسعودبن عیاش، تفسیرالعیاشى، ج‏1، ص‏11.

3. سوره قصص (28)، آیه 5.

4. الصدوق، ابو جعفر محمدبن‏على، معانى‏الاخبار، ص‏78-79.

5. کلمه «الشماس‏»، مصدر «شمس‏الفرس‏»است و هنگامى استعمال مى‏شود که اسبى از سوارى دادن خوددارى کند.

دوشیدن‏از او رفته گاز مى‏گیرد. 6. کمله «الضروس‏» به معناى شتر بدخویى‏که به خاطر عطوفتى که نسبت‏به فرزند خود دارد کسى را که براى شیر

7.فیض الاسلام، علینقى، ترجمه و شرح نهج‏البلاغه، حکمت 200، ص‏1181-1180.

8. ابن ابى‏الحدید، عزالدین ابوحامد، شرح نهج‏البلاغه، ج‏19، ص‏29.

9. سوره انبیاء (21)، آیه 105.

10. زبور داود، مزمور 8-9.

11. همان، مزمور 10.

12. همان، مزمور11.

13. همان، مزمور22.

14. همان، مزمور29.

15. سوره نور (24)، آیه 55.

16. سوره زخرف (43)، آیه 61.

17. الهیثمى، احمدبن حجر، الصواعق‏المحرقة، ص‏96.

احمد،مسند احمد، ج‏2، ص‏272 و336، الطبرسى، الفضل‏بن‏الحسن، مجمع‏البیان فى‏تفسیرالقرآن، ج‏2، ص‏449. 18. البخارى، اسماعیل‏بن ابراهیم، صحیح‏البخارى،ج‏4، ص‏205; مسلم‏بن‏الحجاج، صحیح مسلم، ج‏1، ص‏94; ابن حنبل،


 

نویسنده : امجدی - ساعت 11:36 PM روز یکشنبه 23 دی ماه سال 1386
نظرات (0)    |   لینک ثابت    |   تگ فقهی


<<   1      2      3   >>

 
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">