امجدی وکیل پایه یک - موضوع مذهبی
اخبار و اطلاعات حقوقی,کیفری,قضائی وموضوعات متنوع دیگر

هواپیمای مدل بسازید ! هواپیمای مدل بسازید !
آموزش ساخت هواپیمای مدل
به زبان فارسی - گلایدر و رادیوکنترل
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با روحانیون و وعاظ قم، بار دیگر بر عدم مشروعیت مراسم موسوم به «قمه‌زنی» تأکید کردند و فرمودند: یک وقتی ما راجع به قمه‌زنی صحبتی کردیم، عده ای سرو صدایشان بلند شد که این عزاداری امام حسین است با آن مخالفت نکنید !! این مخالفت با عزاداری نیست؛ مخالفت با ضایع کردن عزاداری است ...

حضرت آیةالله العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیروز در دیدار با روحانیون، وعاظ و اقشار مختلف مردم قم، بار دیگر بر عدم مشروعیت مراسم موسوم به «قمه‌زنی» تأکید کردند.

ایشان با اشاره به اینکه در طول قرن‌های متمادی یاد و نام امام حسین هرگز از بین پیروان اهل‌بیت (ع) خارج نشده و شیعه، عاشورا را با همه وجود نگه داشته است به شبهات و ایرادات برخی نسبت به مراسم عزاداری پرداختند و فرمودند: «بعضی‌ها می‌گویند چرا ماتم و گریه و اشک را در بین مردم رواج می‌دهید‌؟ این مراسم‌ها برای ماتم و اشک نیست. برای ارزش‌ها است . آنچه پشت سر این اشک‌ها وجود دارد عزیزترین چیزی است که برای بشریت ممکن است وجود باشد که همان ارزش‌های معنوی است؛ و حسین بن علی (ع) مظهر این ارزشها بود».

رهبر انقلاب با تأکید بر لزوم الگوگیری از حضرت سیدالشهدا (ع) فرمودند: «اگر ملت اسلام نام حسین و یاد حسین را زنده نگه دارد و آن را الگو قرار دهد از همه موانع و مشکلات عبور خواهد کرد».

مرجع تقلید شیعیان جهان از گویندگان، وعاظ، مداحان و سرایندگان خواستند که به عزیز بودن این حقیقت بزرگ توجه داشته باشند. ایشان فرمودند: «حقایق عاشورا را نباید بازیچه قرار داد ؛ نباید هر کس چیزی به آن اضافه کند یا خرافه‌ای به آن بیافزاید ؛ نباید کارهای غیر معمول را به نام عزاداری انجام داد ؛ اینها طرفداری از  امام حسین نیست. یک وقتی ما راجع به قمه‌زنی گفتیم، عده ای سرو صدایشان بلند شد که این عزاداری امام حسین است با آن مخالفت نکنید. این مخالفت با عزاداری نیست. مخالفت با ضایع‌کردن عزاداری است».

حضرت آیةالله خامنه‌ای منبر حسینی و مجلس حسینی را محل بیان حقایق دینی و حقایق حسینی دانست و گفتتند: «شعر، نوحه و مدیحه باید در این جهت باشد. مرحوم شهید مطهری چهل سال پیش در حسینیه ارشاد فریاد می کشید که "بدانید والله شمر امروز نخست وزیر اسرائیل است" . واقع قضیه هم همین است ؛ ما شمر را لعنت می کنیم تا ریشه شمر و شمر بودن را بخشکانیم . ما یزید و عبیدالله را لعنت می کنیم تا حاکمیت عیش و نوش و حاکمیت ظلم به مؤمنین را ریشه کن کنیم. مجالس ما، و مجالس حسینی یعنی مجالس ضد ظلم، مجالس ضد سلطه ، مجالس ضد شمرها و یزیدها و ابن‌زیادهای زمان حاضر».

معظم له افزودند: «امام حسین نه فقط برای شیعه، نه فقط برای مسلمانها، بلکه برای همه احرار عالم درس دارد. رهبر آزادی‌بخش هند که یک هندو بود و اصلا مسلمان هم نبود گفت که من از امام حسین درس گرفتم. شیعه گنجینه دار چنین جواهر ذی‌قیمتی است که همه بشریت می‌توانند از آن استفاده کند. جهت‌گیری در عزاداری امام حسین به این نحو باید باشد. معنای عزاداری واقعی، محکم کردن ایمان مردم، روح تدین را درمردم گسترش دادن، روح شجاعت و غیرت دینی را در مردم گسترش دادن و حالت بی تفاوتی و سکر را از مردم گرفتن است».

ایشان که به مناسبت گرامیداشت سالگرد قیام تاریخی مردم قم  در 19 دی سال 56 سخن می گفتند، بر مبنای حدیثی از امیرالمؤمنین (ع) بیان کردند: «پرچم انسانیت و اسلام و توحید را این پرچم را کسانی می‌توانند در دست بگیرند که دو خصوصیت داشته باشند: «بصیرت» و «استقامت». امام حسین (ع) مظهر بصیرت و استقامت است و پیروان آن هم باید اینگونه باشند» .

info@almazhab.com


 

نویسنده : امجدی - ساعت 10:27 PM روز جمعه 5 بهمن ماه سال 1386
نظرات (0)    |   لینک ثابت    |   تگ مذهبی


بازیکن اهل نیجریه تیم فوتبال فولاد مبارکه سپاهان با حضور در مرکز جهانی حضرت ولی عصر (عج) رسماً شیعه شدن خود را اعلام کرد.به گزارش روابط عمومی مرکز جهانی حضرت ولی عصر(عج )، "کبیر بلو" بازیکن اهل نیجریه که پیش از این مالکی مذهب بود گفت: من بدون هیچ تردیدی به این نتیجه رسیده‌ام که تشیع نزدیکترین و برترین راه برای تقرب به خداست .
این بازیکن 24 ساله افزود: من حدود 2 سال است که به حقانیت تشیع پی برده‌ام و عبادات خود را براساس مکتب اهل‌بیت(ع) انجام می‌دهم.
کبیر بلو تصریح کرد: من با تمام وجود معتقد به فضیلت و عصمت اهل‌ بیت پیامبر اسلام(ص) هستم و بر این باورم که پیامبر اکرم(ص)، امام علی (ع) را رسما به عنوان جانشین خود تعیین نمودند و در روز عید غدیر ایشان را به مقام پیشوایی جامعه اسلامی منصوب کردند.
وی افزود: پیامبر اسلام به مسلمانان فرمودند که با آن حضرت به عنوان امیر مومنان بیعت کنند.
این فوتبالیست جوان،نهضت عاشورای حسینی و مجالس سوگواری امام حسین(ع) را از جذاب‌ترین شاخص‌های فرهنگ تشیع خواند و هدایت خود را مرهون آن دانست.
براساس این گزارش، در این دیدار مسوول واحد مطالعات و مباحث ادیان مرکز جهانی حضرت ولی عصر(عج ) ضمن تبریک این موفقیت معنوی به "کبیر بلو"با بیان شمه‌ای از معارف مذهب حقه اثنی‌عشریه گفت: دلهای آماده و فطرتهای بیدار در میان اهالی هر مذهب و ملیتی وجود دارد که تابش نور حقیقت را همچون آیینه‌ای پذیرفته و روح و روان خود را به آن منور می‌کند.
وی افزود: تاکنون بیش از 30 نفر از کسانیکه از کشورهای مختلف با مذاهب گوناگون برای تحقیق و پژوهش به این مرکز مراجعه کرده‌اند، مذهب اهل‌بیت علیهم السلام را برگزیده و شیعه شده‌اند .
در پایان این ملاقات تابلو یادبودی به همراه چند جلد کتاب به زبانهای انگلیسی و فارسی در زمینه معارف نورانی تشیع به "کبیربلو" اهداء شد . تاریخ:26/10/1386  info@almazhab.com

 منبع:اخبار شیعیان       کد خبر:4867


 

نویسنده : امجدی - ساعت 10:22 PM روز جمعه 5 بهمن ماه سال 1386
نظرات (0)    |   لینک ثابت    |   تگ مذهبی


" علاء‌الدین بروجردی " گفت: درصورتی که دولت هلند اجازه پخش فیلم ضد اسلامی را صادر کند با واکنشهای گسترده مسلمانان مواجه خواهد شد.

رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی یکشنبه شب در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: در جمهوری اسلامی ایران نهایت حساسیت نسبت به اهانت به اسلام وجود دارد و در صورت پخش این فیلم موجی از انزجار مردمی برخواهد خاست.
وی تصریح کرد: این انزجار ممکن است نسبت به هر دولتی که به اسلام اهانت کند ایجاد شود و به هیچ وجه برای مسلمانان قابل تحمل نیست.
بروجردی اظهار داشت: از دولت هلند انتظار داریم که از روی دادن چنین امری پیشگیری کند و درصورت پیشگیری نکردن از پخش فیلم ضد اسلامی نمایندگان مجلس شورای اسلامی از دولت جمهوری اسلامی ایران می‌خواهند که در روابط با کشور هلند تجدید نظر کند.
براساس گزارش رسانه‌های اروپایی،یک فیلم موهن و ضد قرآن مجید که از سوی رهبر یک حزب افراطی هلند تهیه شده، آماده نمایش شده است.
در هلند نسبت به نمایش این فیلم قویا هشدار داده شده است.

 info@almazhab.com

 

 

 


 

نویسنده : امجدی - ساعت 10:15 PM روز جمعه 5 بهمن ماه سال 1386
نظرات (0)    |   لینک ثابت    |   تگ مذهبی


برای رهایی از ذلت و بردگی و بازیابی عزت و آزادگی و فراهم ساختن زمینه برای یک انقلاب ریشه دار و بنیادی در سطحی گسترده بر ضد بیداد و خفقان و تحریف حقایق راهی جز آگاهی و بیداد سازی و روشنگری مردم نیست. 

 این هدف امام حسین (ع)بود که مرحله اول را خود ویارانش انجام دادند و مرحله دوم ان یعنی رساندن پیام قیام کربلا بر عهده امام زین العلابدین (ع) وزینب کبری (ع)بود. 

مرحله دوم این مبارزه که توام با مظلومیت اهل بیبت (ع)بود و از عصر عاشورا شروع شد با خطبه حضرت زینب دختر امیر المومنین (ع)در بازار کوفه وبعد با سخنان کوتاه و ساده ولی بسیار شور و موثر امام زین العابدین  در همان شهر تداوم یافت.

 امام به جمعیتی که بیشتر برای تماشای اسیران آمده بودند, اشاره کرد که سکوت کنند و همه ساکت شدند .آنگاه پس از ستایش و درود خدای متعال فرمودند: 

«مردم! آنکه مرا می شناسد, می شناسد وآنکه نمی شناسد خود را بدو می شناسانم: من علی فرزند حسین فرزند علی فرزند ابی طالبم. من پسر آنم که حرمتش را در هم شکستند, دارایی و مال او رابه غارت بردند ... و کسان او را اسیر کردند.من پسر آنم که در نهر فراتش سر بریدند در حالی که نه به کسی ظلم کرده بود ونه با کسی مکری به کار برده بود . من پسر آنم که او را از قفا بریدند واین مرا فخری بزرگ است. مردم, مگرشما به پدرم نامه ننوشتید ؟ وبا او بیعت نکردید و پیمان نبستید؟ و به او خیانت نکردید؟ وبه پیکار او برنخواستید؟ چه زشت کاری وچه بد اندیشه و کرداری! 

اگر رسول خدا به شما بگوید :فرزندان مرا کشتید و حرمت مرا درهم شکستید,شما از امت من نیستید. به چه رویی به او خواهید نگریست؟» 

این سخنان کوتاه وجانگذار در آن محیط خفقان و ارعاب توفانی به پا خاست وچنان در عمق روح وجان مردم  کوفه نفوذ کرد که ناگهان از هر سو بانگ  شیون برخاست .مردم به یکدیگرمی گفتند: نابود شدید ونمی دانید!

 

امام علی بن حسین (ع)فرمود: خدابیامرزد کسی را که پند مرا بپذیرد وبه خاطر خدا و رسول آنچه می گویم در گوش گیرد. سیرت ما باید چون سیرت رسول خدا باشد که نیکوترین سیرت است.

 

همه گفتند:پسر پیغمبر!ما شنوا ,فرمانبردار و به تو وفاداریم,از تو نمی بریم ,باهر که گویی پیکار می کنیم , وبا هر کسی خواهی در آشتی به سر می بریم . یزید را دستگیر می کنیم و از ستمکاران بر تو بی زاریم!

 

 امام زین العابدن (ع) فرمودند:

 «هیهات!ای فریبکاران دغل باز! ای اسیران شهوت و آز!می خواهید با من هم کاری کنید که با پدرانم کردید؟نه,به خدا هنوز زخمی که زده اید خون فشان است و سینه از داغ مرگ پدرانم  سوزان.تلخی این غمها گلوگیر و اندوه  من تسکین نا پذیر است واز شما می خواهم نه با ما باشید نه بر ما.»  


 

نویسنده : امجدی - ساعت 10:02 PM روز جمعه 5 بهمن ماه سال 1386
نظرات (0)    |   لینک ثابت    |   تگ مذهبی


 

 

 در بیان فضائل و مناقب و مکارم اخلاق آن حضرت

حسن و حسین پسران پیغمبرند
    
 شفاعت مردی گناهکار
      سبب هفت تکبیر در افتتاح نماز
      بوی سیب از مرقد مطهر امام حسین(ع)
      جامه های حسنین(ع) از طرف خازن جنت
      سخاوت امام حسین(ع)
      ناسزاگوئی عصام و روش نیکو و اخلاق برجسته امام حسین(ع)
    
 باب موهبت به اندازه معرفت به مردم گشاده می شود
      پینه هایی بر پشت مبارک امام حسین(ع)

از اربعین مؤذن و تاریخ خطیب و غیره نقل شده که جابر روایت کرده که رسول خدا صلی الله علیه و‌ آله فرمود: خدای تبارک و تعالی فرزندان هر پیغمبری را از صلب او آورد و فرزندان مرا از صلب من و از صلب علی بن ابیطالب (ع) آفرید، به درستی که فرزندان هر مادری نسبت به سوی پدر دهنده مگر اولاد فاطمه که من پدر ایشانم.

مؤلف گوید: از این قبیل احادیث بسیار است که دلالت دارد بر آنکه حسنین علیهماالسلام دو فرزند پیغمبر (ص) می‌باشند و امیرالمؤمنین سلام الله علیه در جنگ صفین هنگامی که حضرت حسین علیه السلام سرعت کرد از برای جنگ با معاویه فرمود باز دارید حسن را و مگذارید که به سوی جنگ رود چه من دریغ دارم و بیمناکم که حسن و حسین کشته شوند و نسل رسول خدا منقطع گردد.

ابن ابی الحدید گفته: اگر گویند حسن و حسین پسران پیغمبرند، گویم هستند چه خداوند که در آیه مباهله فرماید: اَبنآ ناجُز حسن و حسین را نخواسته، و خداوند عیسی را از ذریت ابراهیم شمرده و اهل لغت خلافی ندارند که فرزندان دختر از نسل پدر دخترند، و اگر کسی گوید که خداوند فرموده است:

ما کان مُحَمَّدٌ اَبا اَحدٍ رِجالِکُمْ. یعنی نیست محمد صلی الله علیه و آله پدر هیچیک از مردان شما در جواب گوئیم که محمد را پدر ابراهیم ابن ماریه دانی یا ندانی بهر چه جواب دهد جواب من در حق حسن و حسین همان است.

همانا این آیة مبارکه در حق زید بن حارثه وارد شده چه او را به سنَّت جاهلیت فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌شمرند و خداوند در بطلان عقیدت ایشان این آیه فرستاد که محمد صلی الله علیه و آله پدر هیچیک از مردان شما نیست لکن نه آنست که پدر فرزندان خود حسنین و ابراهیم نباشد.

در جمله‌ای از کتب عامه روایت شده که حضرت رسول صلی الله علیه و آله دست حسنین را گرفت و فرمود در حالی که اصحابش جمع بودند:

ای قوم آنکس که مرا دوست دارد و ایشان را و پدر و مادر ایشان را دوست دارد در قیامت با من در بهشت خواهد بود. و بعضی این حدیث را نظم کرده‌اند:

      اَخَذَ اْلَّنبِیُّ یَدَ الْحُسیْن وَ صِنْوِهِ             یَوْماً وَ قالَ وَ صَحبَتُهُ فی مَجْمَعً

      مَنْ وَدَّنی یا قَومِ اَوْهذیْنِ اَو                    اَبَوَیهِما فَالْخُلْدُ مَسْکَنُهُ مَعی

و روایت شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله حسنین را بر پشت مبارک سوار کرد حسن را بر اضلاع راست و حسین را بر اضلاع چپ و لختی برفت و فرمود بهترین شترها شتر شما است و بهترین سوارها شمائید و پدر شما فاضلتر از شما است.

ابن شهر آشوب روایت کرده که مردی در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله گناهی کرد و از بیم پنهان شد تا گاهی که حسنین را یافت تنها، پس ایشان را برگرفت و بر دوش خود سوار کرد و به حضرت رسول صلی الله علیه و آله آورد و عرض کرد یا رسول الله اِنّی مُسْتَجیرٌ بِالله وَ بِهما یعنی پناه آورده‌ام به خدا و این دو فرزندان تو از آن گناه که کرده‌ام، رسول خدا صلی الله علیه و آله چنان بخندید که دست به دهان مبارک گذاشت و فرمود بر او که آزادی و حسنین را فرمود که شفاعت شما را قبول کردم در حق او پس این آیه نازل شد وَ لَوْ اَنَّهُمْ اِذْ ظَلَمُوا اَنْفُسَهُمْ الآیه.

و نیز ابن شهر آشوب از سلمان فارسی روایت کرده که حضرت حسین علیه السلام بر ران رسول خدای صلی الله علیه و آله جای داشت پیغمبر او را می‌بوسید و می‌فرمود تو سید پسر سید و پدر ساداتی و امام پسر امام و پدر امامانی و حجت پسر حجت و پدر حجتهای خدائی از صلب تو نه امام پدید آیند و نهم ایشان قائم آل محمد علیهم السلام است. و شیخ طوسی به سند صحیح روایت کرده است که حضرت امام حسین علیه السلام دیر به سخن آمد روزی حضرت رسول صلی الله علیه و آله آن حضرت را به مسجد برد و در پهلوی خویش بازداشت و تکبیر نماز گفت امام حسین علیه السلام خواست موافقت نماید درست نگفت حضرت از برای او بار دیگر تکبیر گفت و او نتوانست باز حضرت مکرر کرد تا آنکه در مرتبة هفتم درست گفت به این سبب هفت تکبیر در افتتاح نماز سنت شد.

و ابن شهر آشوب روایت کرده است که روزی جبرئیل به خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله آمد به صورت دحیة کلبی و نزد آن حضرت نشسه بود که ناگاه حسنین علیهماالسلام داخل شدند و چون جبرئیل را گمان دحیه می‌کردند به نزدیک او آمدند و از او هدیه می‌طلبیدند، جبرئیل دستی به سوی آسمان بلند کرد سیبی و  بهی و اناری برای ایشان فرود آورد و به ایشان داد. چون آن میوه‌ها را دیدند شاد گردیدند و نزدیک حضرت رسول صلی الله علیه و آله بردند حضرت از ایشان گرفت و بوئید و به ایشان رد کرد. و فرمود که به نزد پدر و مادر خویش ببرید و اگر اول به نزد پدر خود ببردی بهتر است. پس آنچه آن حضرت فرموده بود به عمل آوردند و به نزد پدر و مادر خویش ماندند تا رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد ایشان رفت و همگی از آن میوه‌ها تناول کردند و هرچه می‌خوردند به حال اول برمی‌گشت و چیزی از آن کم نمی‌شد و آن میوه‌ها به حال خود بود تا گاهی که حضرت رسول «ص» از دنیا رفت و باز آنها نزد اهلبیت بود و تغییری در آنها بهم نرسید تا آنکه حضرت فاطمه علیهاالسلام رحلت فرمود پس انار برطرف شد و چون حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام شهید شد به برطرف شد و سیب ماند آن سیب را حضرت امام حسن علیه السلام داشت تا آنکه به زهر شهید شد و آسیبی به آن سیب نرسید، بعد از آن نزد امام حسین علیه السلام بود.

حضرت امام زین العابدین علیه السلام فرمود وقتی که پدرم در صحرای کربلا محصور اهل جور و جفا بود آن سیب را در دست داشت و هرگاه که تشنگی بر او غالب می‌شد آنرا می‌بوئید تا تشنگی آن حضرت تخفیف می‌یافت چون تشنگی بسیار بر آن حضرت غالب شد و دست از حیوه خود برداشت دندان بر آن سیب فرو برد چون شهید شد هر چند آن سیب را طلب کردند نیافتند، پس آن حضرت فرمود که من بوی آن سیب را از مرقد مطهر پدرم می‌شنوم گاهی که به زیارت او می‌روم و هر که شیعیان مخلص ما در وقت سحر به زیارت آن مرقد معطر برود بوی سیب را از آن ضریح منور می‌شنود.

و از امالی مفید نیشابوری مرویست که حضرت امام رضا علیه السلام فرمود: برهنه مانده بود حضرت امام حسن و امام حسین علیهاالسلام و نزدیک عید بود پس حسنین علیهاالسلام به مادر خویش فاطمه علیهاالسلام گفتند ای مادر کودکان مدینه به جهت عید خود را آرایش و زینت کرده‌اند پس چرا تو ما را به لباس آرایش نمی‌کنی و حال آنکه ما برهنه‌ایم چنانکه می‌بینی حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود ای نور دیدگان من همانا جامه‌های شما نزد خیاط است هرگاه دوخت و آوَرد، آرایش می کنم شما را به آن روز عید و می‌خواست به این سخن خوشدل کند ایشان را، پس شب عید شد دیگر باره اعاده کردند کلام پیش را، گفتند امشب شب عید است پس چه شد جامه‌های ما؟ حضرت فاطمه گریست از حال ترحّم بر حال کودکان و فرمود ای نور دیدگان خوشدل باشید هرگاه خیاط آورد جامه‌ها را زینت می‌کنم شما را به آن انشاءالله، پس چون پاسی از شب گذشت ناگاه کوبید در خانه را کوبنده‌ای فاطمه علیهاالسلام فرمود کیست؟ صدائی بلند شد که، ای دختر پیغمبر خدا بگشا در را که من خیاط می‌باشم جامه‌های حسنین (ع) را آورده‌ام، حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود چون در را گشودم مردی دیدم با هیبت تمام و بوی خوش پس دستار بسته‌ای به من داد و برفت. پس فاطمه علیهاالسلام به خانه آمد گشود آن دستار را دید در وی بود دو پیراهن و دو ذراعه و دو زیر جامه و دو رداء و دو عامه و دو کفش، حضرت فاطمه علیهاالسلام بسی شاد و مسرور شد، پس حسنین علیهاالسلام را بیدار کرد و جامه‌ها را به ایشان پوشانید پس چون روز عید شد پیغمبر صلی الله علیه و آله بر ایشان وارد شد و حسنین را برداشت و به سوی مادرشان برد، فرمود ای فاطمه آن خیاطی که جامه‌ها را آورد شناختی؟ عرضه داشت نه به خدا سوگند نشناختم او را و نمی‌دانستم که من جامه نزد خیاط داشته باشم خدا و رسول داناترند به این مطلب فرمود ای فاطمه آن خیاط نبود بلکه او رضوان خازن جنت بوده و جامه‌ها از حلل بهشت بوده، خبر داد مرا جبرئیل از نزد پروردگار جهانیان.

و قریب به این حدیث است خبری که در منتخب روایت شده که روز عید حسنین علیهاالسلام به حضور مبارک رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند و لباس نو خواستند جبرئیل جامه‌های دوختة سفید برای ایشان آورد و حسنین (ع) خواهش لباس رنگین نمودند. رسول خدا صلی الله علیه و آله طشت آورد و حضرت جبرئیل آب ریخت حضرت مجتبی علیه السلام خواهش رنگ سبز نمود و حضرت سیدالشهداء علیه السلام خواهش رنگ سرخ نمود و جبرئیل گریه کرد و اخبار داد رسول خدا صلی الله علیه و آله را به شهادت آن دو سبط و اینکه حسن (ع) به زهر شهید می‌شود و بدن مبارکش سبز شود و حضرت امام حسین (ع) آغشته به خون شهید بود.

عیاشی و غیر او روایت کرده‌اند که روزی امام حسن علیه السلام به جمعی از مساکین گذشت که عباهای خود را افکنده بودند و نان خشکی در پیش داشتند و می خوردند چون حضرت را دیدند او را دعوت کردند حضرت از اسب خویش فرود آمد و فرمود: خداوند متکبران را دوست نمی‌دارد و نزد ایشان نشست و با ایشان تناول فرمود، پس به ایشان فرمود که من چون دعوت شما را اجابت کردم شما نیز اجابت من کنید و ایشان را به خانه برد و به جاریة خویش فرمود که هر چه برای مهمانان عزیز ذخیره کرده‌ای حاضر ساز و ایشان را ضیافت کرد و انعامات و نوازش کرده و روانه فرمود.

و از وجود و سخای آن حضرت روایت شده که مرد عربی به مدینه آمد و پرسید که کریمترین مردم کیست؟ گفتند حسین بن علی علیه السلام، پس به جستجوی آن حضرت شد تا داخل مسجد شد دید که آن حضرت در نماز ایستاده پس شعری چند در مدح و سخاوت آن حضرت خواند. چون حضرت از نماز فارغ شد فرمود که ای قنبر آیا از مال حجاز چیزی به جای مانده است؟ عرض کرد بلی چهار هزار دینار فرمود حاضر کن که مردی که احق است از ما به تصرف در آن حاضر گشته، پس به خانه رفت و ردای خود را که از برد بود از تن بیرون کرد و آن دنانیر را در برد پیچید و پشت در ایستاد و از شرم روی اعرابی از قلت زر از شکاف در دست خود را بیرون کرد و آن زرها را به اعرابی عطا فرمود و شعری چند در عذرخواهی از اعرابی خواند اعرابی آن زرها را بگرفت و سخت بگریست، حضرت فرمود ای اعرابی گویا کم شمردی عطای ما را که می‌گریی، عرض کرد بر این میگریم که دست با این وجود و سخا چگونه در میان خاک خواهد شد. و مثل این حکایت را از حضرت اما حسین علیه السلام نیز روایت کرده‌اند.

مؤلف گوید که: بسیاری از فضائل است که گاهی از امام حسن علیه السلام روایت می‌شود و گاهی از امام حسین علیه السلام و این ناشی از شباهت آن دو بزرگوار است در نام که اگر ضبط نشود تصحیف و اشتباه می‌شود.

و در بعضی از کتب منقولست از عصام بن المصطلق شامی که گفت داخل شدم در مدینة‌ معظمه پس چون دیدم حسین بن علی علیه السلام را پس تعجب آورد مرا، روش نیکو و منظر پاکیزة او، پس حسد مرا واداشت که ظاهر کنم آن بغض و عداوتی را که در سینه داشتم از پدر او، پس نزدیک او شدم و گفتم توئی پسر ابوتراب؟ (مؤلف گوید که اهل شام از امیرالمؤمنین علیه السلام به ابوتراب تعبیر می کردند و گمان می‌کردند که تنقیص آن جناب می‌کنند باین لفظ و حال آنکه هر وقت ابوتراب می‌گفتند گویا حلی و حلل به آن حضرت می‌پوشانیدند). بالجمله عصام گفت: گفتم به امام حسین (ع) توئی پسر ابوتراب؟ فرمود بلی. قال فَبالَغْتُ فی شَتْمِهِ وِ شَتْم آبیِه

یعنی هر چه توانستم دشنام و ناسزا به آن حضرت گفتم.

فَنَظَرَ اِلَیَّ نَظْرهَ عاطِفٍ رًؤُفٍ

پس نظری از روی عطوفت و مهربانی بر من کرد و فرمود:

اعوذ باللهِ مِنَ الشَیْطانِ الرَّجیم بِسْم اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ خُذِ الْعَفْوَ وَ اْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ اَعْرِضُ عَنِ الْجاهِلیَ الآیات الی قوله ثُمَّ لایقصرُونَ.

و این آیات اشارتست مکارم اخلاق که حق تعالی پیغمبرش را به آن تأدیب فرمود از جمله آنکه از خلاق مردم اکتفا کند و متوقع زیادتر نباشد و بد را به بدی مکافات ندهد و از نادانان رو بگرداند و در مقام وسوسة شیطان پناه به خدا گیرد.

ثُمَّ قالَ: خَفّضْ عَلَیْکَ اِسْتَغْفِرِ اللهِ لی وِلَکَ.

پس فرمود به من آهسته کن و سبک و آسان کن کار را بر خود، طلب آمرزش کن از خدا برای من و برای خودت، همانا اگر طلب یاری کنی از ما تو را یاری کنم و اگر عطا طلب کنی ترا عطا کنم و اگر طلب ارشاد کنی تو را ارشاد کنم. عصام گفت: من از گفته و تقصیر خود پشیمان شدم و آن حضرت به فراست یافت پشیمانی مرا فرمود:

لاتَثْریبَ عَلَیْکُمْ الْیَوْمَ یَغْفِرُاللهُ لَکُمْ وَ هُوَ اَرْحَمْ الرّاحِمینَ.

و این آیه شریفه از زبان حضرت یوسف پیغمبر است به برادران خود که در مقام عفو از آنها فرمود که عتاب و ملامتی نیست بر شما، بیامرزد خداوند شماها را و اوست ارحم الراحمین. پس آن جناب فرمود به من که اهل شامی تو؟ گفتم بلی فرمود شِنْشِنَه اعرفها مِنْ اخزم و این مثلی است که حضرت به آن تمثیل جست حاصل اینکه این دشنام و ناسزا گفتن به ما، عادت و خوئیست در اهل شام که معاویه در میان آنها سنت کرده پس فرمود: حیّانا الله وً ایّاکَ هر حاجتی که داری به نحو انبساط و گشاده روئی حاجت خود را از ما بخواه که می‌یابی مرا در نزد افضل ظن خود به من انشاء الله تعالی.

عصام گفت از این اخلاق شریفة آن حضرت در مقابل آن جسارتها و دشنامها که از من سر زد چنان زمین بر من تنگ شد که دوست داشتم به زمین فرو بروم، لاجرم از نزد آن حضرت آهسته بیرون شدم در حالی که پناه به مردم می‌بردم به نحوی که آن جناب ملتفت من نشود لکن بعد از آن مجلس نبود نزد من شخصی دوست‌تر از آن حضرت و از پدرش.

از مقتل خوارزمی و جامع الاخبار روایت شده است که مردی اعرابی به خدمت امام حسین علیه السلام آمد و گفت یابن رسول الله ضامن شده‌ام ادای دیت کامله را و ادای آن را قادر نیستم لاجرم با خود گفتم که باید سوال کرد از کریم‌ترین مرد و کسی کریمتر از اهل بیت رسالت صلوات الله علیهم اجمعین گمان ندارم. حضرت فرمود: یا اخا العرب من سه مسئله از تو می‌پرسم اگر یکی را جواب گفتی ثلث آن مال را به تو عطا می‌کنم و اگر دو سوال را جواب دادی دو ثلث مال خواهی گرفت و اگر هر سه را جواب گفتی تمام آن مال را عطا خواهم کرد، اعرابی گفت یابن رسول الله چگونه روا باشد که مثل تو کسی که از اهل علم و شرفی از این فدوی که یک عرب بدوی بیش نیستم سوال کند؟ حضرت فرمود که از جدم رسول خدا صلی الله علیه و‌ آله شنیدم که فرمود: اَلمَعرُوف بِقَدرِ الْمَعرِفَه باب معروف و موهبت به اندازة معرفت بروی مردم گشاده باید داشت، اعرابی عرض کرد هر چه خواهی سوال کن اگر دانم جواب می‌گویم و اگرنه از حضرت شما فرا می‌گیرم ولا قُوّه اِلاّ بِالله.

حضرت فرمود که افضل اعمال چیست؟ گفت: ایمان به خداوند تعالی. فرمود چه چیز مردم را از مهالک نجات می‌دهد؟ عرض کرد توکل و اعتماد بر حق تعالی. فرمود زینت آدمی در چه چیز است؟ اعرابی گفت: علمی که به آن عمل باشد. فرمود که اگر بدین شرف دست نیابد؟ عرض کرد مالی که با مروت و جوانمردی باشد. فرمود که اگر این را نداشته باشد؟ گفت فقر و پریشانی که با آن صبر و شکیبائی باشد. فرمود اگر اینرا نیز نداشته باشد؟ اعرابی گفت که صاعقه‌ای از آسمان فرود بیاید و او را بسوزاند که او اهلیت غیر این ندارد.

پس حضرت خندید و کیسه‌ای که هزار دینار زر سرخ داشت نزد او افکند و انگشتری عطا کرد او را که نگین آن دویست درهم قیمت داشت و فرمود که به این زرها ذمة خود را بری کن و این خاتم را در نفقة خود صرف کن.

اعرابی آن زرها را برداشت و این آیه مبارکه را تلاوت کرد:

اَللهُ اَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَه.

و ابن شهر آشوب روایت کرده که چون امام حسین علیه السلام شهید شد بر پشت مبارک آن حضرت پینه‌ها دیدند از حضرت امام زین العابدین علیه السلام پرسیدند که این چه اثر است؟ فرمود از بس که انبانهای طعام و دیگر اشیاء چندان بر پشت مبارک کشید و به خانة زنهای بیوه و کودکان یتیم و فقراء و مساکین رسانید این پینه‌ها پدید گشت. و از زهد و عبادت آن حضرت روایت شده است که بیست و پنج حج پیاده به جای آورد و شتران و محملها از عقب او می‌کشیدند و روزی به آن حضرت گفتند که چه بسیار از پروردگار خود ترسانی؟ فرمود که از عذاب قیامت ایمن نیست مگر آنکه در دنیا از خدا بترسد.

و سید شریف زاهد ابوعبدالله محمدَ بن علی بن الحسن ابن عبدالرحمن علوی حسینی در کتاب تغازی روایت کرده از ابوحازم اعرج که گفت حضرت امام حسین علیه السلام تعظیم می‌کرد امام حسین علیه السلام را چنانکه گویا آن حضرت بزرگتر است از امام حسن علیه السلام. و از ابن عباس روایت کرده که گفت سبب آنرا می‌پرسیدم از امام حسن علیه السلام؟ فرمود که از امام حسین علیه السلام هیبت می‌برم مانند هیبت امیرالمؤمنین علیه السلام، و ابن عباس گفته که امام حسن علیه السلام با ما در مجلس نشسته بود هرگاه که امام حسین علیه السلام می‌آمد در آن مجلس حالش را تغییر می‌داد به جهت احترام امام حسین علیه السلام.

و به تحقیق بود حسین بن علی علیه السلام زاهد در دنیا در زمان کودکی و صغر سن و ابتداء امرش و استقبال جوانیش، می‌خورد با امیرالمؤمنین علیه السلام از قوت مخصوص او، و شرکت و همراهی می‌کرد با آن حضرت در ضیق و تنگی و صبر آن حضرت و نمازش نزدیک به نماز آن حضرت بود و خداوند قرار داده بود امام حسن و امام حسین علیهاالسلام را قدوه و مقتدای امت، لکن فرق گذاشته بود مابین ارادة آنها تا اقتدا کنند مردم به آن دو بزرگوار پس اگر هر دو به یک نحو و یک روش بودند مردم در ضیق واقع می‌شدند. روایت شده از مسروق که گفت: وارد شدم روز عرفه بر حسین بن علی علیه السلام و قدح‌های سویق مقابل آن حضرت و اصحابش گذاشته شده بود و قرآنها در کنار ایشان بود یعنی روزه بودند و مشغول خواندن قرآن بودند، و منتظر افطار بودند که به آن سویق افطار نمایند پس مسئله‌ای چند از آن حضرت پرسیدم جواب فرمود آنگاه از خدمتش بیرون شدم پس از آن حضرت امام حسن علیه السلام رفتم دیدم مردم خدمت آن جناب می‌رسند و خوانهای طعام موجود و بر آنها طعام مهیا است و مردم از آنها می‌خورند و با خود می‌برند، من چون چنین دیدم متغیر شدم حضرت مرا دید که حالم تغییر کرده پرسید ای مسروق چرا طعام نمی‌خوری؟ گفتم ای آقا من روزه دارم و چیزی را متذکر شدم فرمود بگو آنچه در نظرت آمده، گفتم پناه می‌برم به خدا از آنکه شما یعنی تو و برادرت اختلاف پیدا کنید، داخل شدم بر حسین علیه السلام دیدم روزه است و منتظر افطار است و خدمت شما رسیدم شما را به این حال می‌بینم! حضرت چون این را شنید مرا به سینه چسبانید فرمود یابن الاشرس ندانستی که خداوند تعالی ما را دو مقتدای امت قرار داد، مرا قرار داد مقتدای افطار کنندگان از شما، و برادرم را مقتدای روزه‌داران شما تا در وسعت بوده باشید.

و روایت شده که حضرت امام حسین علیه السلام در صورت و سیرت شبیه‌ترین مردم بود. به حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و در شبهای تار نور از جبین مبین و پائین گردن آن حضرت ساطع بود و مردم آن حضرت را به آن نور می‌شناختند.

و در مناقب ابن شهر آشوب و دیگر کتب روایت شده که حضرت فاطمه علیهاالسلام حسنین علیهماالسلام را به خدمت حضرت رسول «ص» آورد و عرض کرد یا رسول الله این دو فرزند را عطائی و میراثی بذل فرما، فرمود هیبت و سیادت خود را با حسن گذاشتم و شجاعت وجود خود را به حسین عطا کردم، عرض کرد راضی شدم. و به روایتی فرمود حسن را هیبت و حلم دادم و حسین را وجود و رحمت.

و ابن طاوس از حذیفه روایت کرده است که گفت شنیدم از حضرت حسن علیه السلام در زمان حضرت رسالت صلی الله علیه و آله در حالتی که امام حسین علیه السلام کودک بود که می‌فرمود به خدا سوگند جمع خواهند شد برای ریختن خون من طاغیان بنی امیه و سرکردة ایشان عمر بن سعد خواهد بود، گفتم که حضرت رسالت صلی الله علیه و آله ترا به این مطلب خبر داده است فرمود که نه پس من رفتم به خدمت رسول صلی الله علیه و آله و سخن آن حضرت را نقل کردم حضرت فرمود که علم او علم من است. و ابن شهر آشوب از حضرت علی بن الحسین علیهماالسلام روایت کرده است که فرمود در خدمت پدرم به جانب عراق بیرون شدیم و در هیچ منزلی فرود نیامد و از آنجا کوچ نکرد مگر اینکه یاد می کرد یحیی بن زکریا (ع) را و روزی فرمود که از خواری و پستی دنیا است که سر یحیی (ع) را برای زن زانیه از زناکاران بنی اسرائیل به هدیه فرستادند.

و در احادیث معتبره از طریق خاصه و عامه روایت شده است که بسیار بود که حضرت فاطمه علیهماالسلام در خواب بود و حضرت امام حسین علیه السلام در گهواره می‌گریست و جبرئیل گهواره آن حضرت را می‌جنباند و با او سخن می‌گفت و او را ساکت می‌گردانید چون فاطمه علیهماالسلام بیدار می‌شد می‌دید که گهواره حسین (ع) می‌جنبد و کسی با او سخن می‌گوید و لکن شخصی نمایان نیست  چون از حضرت رسالت می‌پرسید می‌فرمود او جبرئیل است.

 برگرفته از کتاب منتهی الآمال، تألیف حاج شیخ عبّاس قمی


 

نویسنده : امجدی - ساعت 02:18 AM روز چهارشنبه 3 بهمن ماه سال 1386
نظرات (0)    |   لینک ثابت    |   تگ مذهبی


حجة‌الاسلام‌ والمسلمین‌ آقای‌ سیدمحمدعلی‌ جزایری‌ آل‌غفور، از مدرسین‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌نوشته‌اند: این‌ کرامت‌ به‌ خط‌ جداعلای‌ مامرحوم‌ سیدعبدالغفورنوشته‌ شده‌ وبه‌ دست‌ مارسیده‌است‌،که‌ اینک‌ بااندکی‌ اصلاح‌ درالفاظ‌ وعبارات‌(بدون‌ تغییردرمعانی‌)تقدیم‌ می‌گردد:
1.طویریج‌ دهی‌ است‌ درسه‌ فرسخی‌ کربلا که‌ همه‌ ساله‌ روزعاشورادستجات‌ عزاوسینه‌زنی‌ازآنجاپیاده‌ به‌ کربلامی‌روندودسته‌ طویریج‌ مشهوراست‌.باری‌،زنی‌ ازاهل‌ طویریج‌،حاجتی‌ داشته‌است‌ ،گوساله‌ای‌ نذرحضرت‌ عباس‌ می‌کندوحاجتش‌ برآورده‌ می‌شود.برای‌ زیارت‌ اول‌ ماه‌ رجب‌که‌ به‌ کربلامشرف‌ می‌شودگوساله‌ای‌ راهمراه‌ خودمی‌برد.دربین‌ راه‌ یکی‌ ازمأمورین‌ ژاندارمری‌ ،که‌سنی‌ بود،اورامی‌بیندومی‌پرسدگوساله‌ راکجامی‌بری‌؟می‌گوید:نذرحضرت‌ عباس‌ است‌ وبه‌کربلامی‌برم‌.آن‌ راازاو
می‌گیردومی‌ گویدنمی‌خواهدبه‌ کربلاببری‌!هرچه‌ زن‌ اصراروخواهش‌ می‌کند،پس‌ نمی‌دهد.زن‌مشرف‌ به‌ کربلامی‌ شود ودرحرم‌ حضرت‌ ابوالفضل‌(ع‌)،جریان‌ رابه‌ آقاعرض‌ می‌کند،که‌ من‌ به‌نذرخودوفاکردم‌ ولی‌ آن‌
مردسنی‌ ازمن‌ گرفت‌ ،وازآقاخواهش‌ می‌کندکه‌ گوساله‌ راازآن‌ مأمورسنی‌ بگیرد.شب‌ که‌می‌خوابددرخواب‌ خدمت‌ حضرت‌ عباس‌ (ع‌)رسیده‌ ومجدداًخواهش‌ می‌کندکه‌ به‌ هروسیله‌شده‌ حضرت‌،گوساله‌ راازاوبگیرد.حضرت‌ می‌فرماید:نذرتورسیدوقبول‌ است‌!عرض‌ می‌کندکه‌من‌ دلم‌ می‌خواهدازاوبگیرید.می‌فرماید:من‌ گوساله‌ رابه‌ اوبخشیدم‌ وماخانواده‌ وقتی‌ چیزی‌ به‌کسی‌ بخشیدیم‌ آن‌ راپس‌ نمی‌گیریم‌.باززن‌ اصرارمی‌ کند.حضرت‌ می‌فرماید:آن‌ مردحقی‌ به‌ گردن‌من‌ داردومن‌ به‌ تلافی‌ آن‌ حق‌،گوساله‌ رابه‌ اوبخشیدم‌.می‌پرسد:آن‌ مردسنی‌ چه‌ حقی‌برشمادارد؟!
می‌فرماید:مدتی‌پیش‌،همین‌ مردروزی‌ به‌ جایی‌ رفت‌.هوابسیارگرم‌ بود،وتشنگی‌ براوغالب‌ شدبه‌هدی‌ که‌ نزدیک‌ بودبه‌ هلاکت‌ برسد.پس‌ به‌ کنارنهرآبی‌ رسیدوازآب‌ آن‌ آشامید.چون‌ سیراب‌شد،به‌ یادتشنگی‌ برادرم‌،امام‌ حسین‌(ع‌)،افتادواشک‌ ازچشمش‌ جاری‌ شدوبرقاتلان‌ آن‌ حضرت‌لعنت‌ فرستاد.به‌ این‌ سبب‌ من‌ گوساله‌ رابه‌ اوبخشیدم‌.
وقتی‌ زن‌ به‌ طویریج‌ برگشت‌،بازآن‌ مردسنی‌ رادیدوجریان‌ خوابش‌ رابرای‌ اونقل‌کرد.مردگفت‌:بیاگوساله‌ رابگیر!گفت‌:نمی‌گیرم‌،حضرت‌ عباس‌(ع‌)به‌ توبخشیده‌.مردگفت‌:به‌خداقسم‌،ازاین‌ موضوع‌ بجزخداکسی‌ خبرنداشت‌.لذاتوبه‌ کردوگفت‌:این‌ خانواده‌برحقند.أشهدأن‌َعلیاًولی‌الله‌.وی‌ شیعه‌ شدوهمان‌ روزکربلابه‌ زیارت‌ حضرت‌ ابوالفضل‌ (ع‌)رفت‌وطوایف‌ اعراب‌ هم‌ که‌ این‌ خبرراشنیدندهمه‌ به‌ زیارت‌ حضرت‌ مشرف‌ شدندوبعضی‌ ازبستگان‌آن‌ مردنیزبه‌ آئین‌ تشیع‌ درآمدند.

 

نویسنده : امجدی - ساعت 01:49 AM روز چهارشنبه 3 بهمن ماه سال 1386
نظرات (0)    |   لینک ثابت    |   تگ مذهبی


<<   1      2      3      4      5      6   >>

 
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">