در پی انتشار متن موسوم به اصلاح آیین نامه اجرائی لایحه استقلال کانون وکلا مصوب ۲۷/۳/۸۸ در روزنامه رسمی مورخ ۷/۴/۸۸ جلسه مشترک اعضاء هیات مدیره کانونهای وکلای دادگستری سراسر کشور در تاریخ ۱۴/۴/۸۸ در تهران تشکیل و نظر اتفاقی کانونهای وکلای دادگستری ایران در قالب این بیانیه به شرح آتی اعلام می شود:
نظر به عدم رعایت شرط ماده ۲۲ لایحه استقلال کانون وکلای دادگستری در تدوین آیین نامه اصلاحی مبنی بر لزوم پیشنهاد هر نوع آیین نامه راجع به وکالت از طرف کانون وکلای دادگستری و نظر به مغایرت جدی آیین نامه اصلاحی مذکور با مفاد لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری و قانون کیفیت اخذ پروانه وکالت و برخی از آراء هیات عمومی دیوان عدالت اداری و ورود قوه قضائیه به حیطه قانونگذاری به اسم اصلاح آیین نامه
و نظر به مخالفت تعدادی از مواد کلیدی آن با اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و تعارض آشکار آیین نامه موسوم با تمامیت استقلال و موجودیت کانونهای وکلای دادگستری،
آیین نامه اصلاحی منتشره از اساس قابلیت اجرائی نداشته و کانونهای وکلای دادگستری ایران ضمن اعتراض شدید خود به چگونگی تدوین و مندرجات آیین نامه مزبور بار دیگر تقید خود را به اجرای لایحه استقلال کانون وکلای دادگستری و قانون کیفیت اخذ پروانه وکالت و آیین نامه اجرائی لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری مصوب سال ۱۳۳۴ و تمامی قوانین و مقررات معتبر راجع به وکالت اعلام میدارد.
تهران ۱۴ تیر ۱۳۸۸
نویسنده :
امجدی
- ساعت 6:45 PM روز سه شنبه 16 تیر ماه سال 1388
نظرات (7)
|
لینک ثابت
|
تگ مقالات حقوقی حقوقدانان
نقش فرایند مصادره ی اموال و پول شویی
در روند قاچاق مواد مخدر
چکیده الف ـ در باب
مصادره گفته شده: اگر شخصی مرتکب جرمی شود که طبق قانون مجازات آن
مصادرهی اموال باشد، مال مصادره شده به مرجعی که در قانون معین شده تحویل
میگردد چنانکه در مجازات مربوط به جرایم موادمخدر برای نخستین بار
مجازات مصادره در مادهی 11 «لایحهی قانونی راجع به اصلاح قانون منع کشت
خشخاش و استعمال تریاک» مصوب تیرماه 1338 مقرر شده که در این مقاله خواهد
آمد.
ب ـ با توجه به تعاریف مندرج در منابع حقوقی، باید گفت: پولشویی
فرآیندی است که در طی آن درآمدهای غیرقانونی را، قانونی جلوه میدهند. به
تعبیر دیگر پولشویی پروسهای است که در طی آن منابع اصلی درآمدهای نامشروع
پنهان میشود.
در بیشتر موارد، پولشویی با قاچاق موادمخدر ارتباط
مستقیم دارد؛ اگر قاچاق موادمخدر ریشهکن شود، موارد پولشویی بسیار کم
خواهد شد ولی به طور کلی از بین نمیرود؛ زیرا جرایم سازمان یافتهی
فراملی دیگری هستند که در آمد آنها غیرقانونی است و نیاز به پولشویی
دارد.
اگر چه پولشویی را جنایت دههی 1990 گفتهاند ولی این اصطلاح
را مطبوعات در اوایل دههی 1970 در ماجرای واترگیت به کار بردهاند و
میتوان گفت که سالهای متمادی قبل از آن هم عمل پولشویی انجام میشده
است....
ادامه مطلب ...
نویسنده :
امجدی
- ساعت 8:40 PM روز جمعه 18 اردیبهشت ماه سال 1388
نظرات (0)
|
لینک ثابت
|
تگ مقالات حقوقی حقوقدانان
| اصلاحیه مصاحبه روزنامه اعتماددر شماره ۱۹۴۰ |
|
|
«بهمن
کشاورز» ورود کانون های وکلا به سیاست را براساس یک مصوبه قدیمی ممنوع
دانست ولی در عین حال تاکید کرد؛ «وکلای دادگستری می توانند مثل همه مردم
در امور سیاسی فعال باشند.»رئیس اتحادیه کانون های وکلا در توضیح مکتوبی
به روزنامه اعتماد تصریح کرد؛ «کانون های وکلا به موجب یک مصوبه قدیمی که
هنوز اعتبار دارد، از دخالت در امور سیاسی ممنوع هستند ولی وکلای دادگستری
به شکل آحاد می توانند فعالیت سیاسی داشته باشند.»وی با اشاره به اینکه
این موضوع مطلب تازه یی نیست، خاطرنشان کرد؛ «مهم ترین مورد استناد به این
مصوبه هم در ماجرای جدایی بحرین از ایران بود که هیات مدیره وقت کانون
وکلا در جلسه خود این موضوع را مورد بحث قرار داد، اما با استدلال یکی از
اعضا که ضمن خیانت و جنایت دانستن این اقدام به مصوبه مذکور استناد کرد،
از موضع گیری علنی خودداری کرد. لیکن یکی از وکلا که نماینده مجلس هم بود،
دولت را در این مورد استیضاح کرد.»
نویسنده :
امجدی
- ساعت 7:27 PM روز جمعه 18 اردیبهشت ماه سال 1388
نظرات (0)
|
لینک ثابت
|
تگ مقالات حقوقی حقوقدانان
چکیده
الف ـ در باب مصادره گفته شده: اگر شخصی مرتکب جرمی شود که طبق قانون مجازات آن مصادرهی اموال باشد، مال مصادره شده به مرجعی که در قانون معین شده تحویل میگردد چنانکه در مجازات مربوط به جرایم موادمخدر برای نخستین بار مجازات مصادره در مادهی 11 «لایحهی قانونی راجع به اصلاح قانون منع کشت خشخاش و استعمال تریاک» مصوب تیرماه 1338 مقرر شده که در این مقاله خواهد آمد.
ب ـ با توجه به تعاریف مندرج در منابع حقوقی، باید گفت: پولشویی فرآیندی است که در طی آن درآمدهای غیرقانونی را، قانونی جلوه میدهند. به تعبیر دیگر پولشویی پروسهای است که در طی آن منابع اصلی درآمدهای نامشروع پنهان میشود.
در بیشتر موارد، پولشویی با قاچاق موادمخدر ارتباط مستقیم دارد؛ اگر قاچاق موادمخدر ریشهکن شود، موارد پولشویی بسیار کم خواهد شد ولی به طور کلی از بین نمیرود؛ زیرا جرایم سازمان یافتهی فراملی دیگری هستند که در آمد آنها غیرقانونی است و نیاز به پولشویی دارد.
اگر چه پولشویی را جنایت دههی 1990 گفتهاند ولی این اصطلاح را مطبوعات در اوایل دههی 1970 در ماجرای واترگیت به کار بردهاند و میتوان گفت که سالهای متمادی قبل از آن هم عمل پولشویی انجام میشده است.
امور زیر در فرآیند پولشویی اهمیت دارد:
1) منشأ واقعی پول پنهان بماند.
2) شکل پول تغییر کند و یا به متاع باارزش دیگری تبدیل گردد.
3) این پروسه مخفیانه طی شود.
4) از پول کثیف حفاظت مستمر به عمل آید.
پس، مصادره مجازاتی است که قانون در مورد جرایم خاص مقرر داشته است.
در کنوانسیون بینالمللی 1988 مربوط به مبارزه با قاچاق موادمخدر و روانگردان، که در سال 1370 با تصویب قوهی مقننه از قوانین کشور ما شده، به جرم شناختن پولشویی و تعیین مجازات برای مرتکبان آن و اجرای مجازات مصادرهی اموال تصریح شده و در کنوانسیون بینالمللی پالرمو، مربوط به جرایم سازمان یافتهی فراملّی که در سال 2000 به امضای دولتها از جمله نمایندهی دولت جمهوری اسلامی ایران رسیده، به ضرورت مجازات شویندگان پول تأکید گردیده است.
...
ادامه مطلب ...
نویسنده :
امجدی
- ساعت 2:28 PM روز یکشنبه 26 خرداد ماه سال 1387
نظرات (0)
|
لینک ثابت
|
تگ مقالات حقوقی حقوقدانان
محمدرضا اصلانى
از آثار عقد نکاح دائم ایجاد و برقرارى حقوق و تکالیف متقابل زن و شوهر نسبت به یکدیگر است. «طبق قانون همین که نکاح به طور صحت واقع شد، روابط زوجیت بین طرفین موجود و حقوق و تکالیف زوجین در مقابل همدیگر برقرار مى شود.»
«در عقد دائم نفقه زن به عهده شوهر است» و به طور خلاصه: «نفقه عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث البیت که به طور متعارف با وضعیت زن متناسب باشد ...»
زن هنگامى استحقاق دریافت نفقه را خواهد داشت که به وظایف شرعى و قانونى خود در برابر شوهر عمل نماید و هر گاه بدون مانع مشروع از اداى وظایف زوجیت امتناع کند، مستحق نفقه نخواهد بود.
در نتیجه، گفته مى شود که نفقه فرع بر تمکین است. از یک سو زن در برابر همسر شرعى و قانونى اش مکلف به تمکین است و از سوى دیگر شوهر وظیفه دارد تا از عهده پرداخت نفقه همسر غیرناشزه اش که از اداى وظایف خود سرپیچى ننموده برآید.
البته در عقد نکاح غیردائم ـ که براى مدت معینى واقع مى شود ـ زوج مکلف به پرداخت نفقه نیست و زوجه هم حق دریافت نفقه را نخواهد داشت مگر این که طرفین عقد این حق را مبنى قرار داده باشند و یا شرط نمایند. ماده ۱۱۱۳ قانون مدنى به این موضوع اشاره دارد.
در صورتى که شوهر از پرداخت نفقه همسر خوددارى نماید، امکان مطالبه آن از طریق مراجع قانونى ممکن خواهد بود؛ «زن مى تواند در صورت استنکاف شوهر از پرداخت نفقه به محکمه مراجعه کند. در این صورت محکمه میزان نفقه را معین و شوهر را به پرداخت آن محکوم خواهد کرد.»
با این وصف روشن است که نفقه ایام گذشته زن قابل وصول مى باشد و این حق شامل مرور زمان نمى شود.
نکته قابل توجه این که زن از زمان انعقاد عقد نکاح دائم حق دریافت نفقه را خواهد داشت و چنانچه شوهر به بهانه عدم آغاز زندگى مشترک از پرداخت نفقه همسرش خوددارى نماید، این امتناع ساقط کننده حق زن نیست. با این فرض فقط حق مراجعه به محکمه حقوقى براى زن وجود دارد و اقدام شوهر فاقد وصف جزایى است. به عبارت دیگر ترک انفاق زنى که سابقه تمکین و آغاز زندگى مشترک را ندارد، جرم محسوب نمى شود.
در فرض مورد نظر زن و شوهر زندگى مشترک حاصل از عقد نکاح دائم را داشته اند. بنابراین اصل و قاعده کلى این است که زن وظایف راجع به زوجیت را انجام داده است و نیازى به اثبات آن ندارد. چنانچه شوهر خلاف آن را ادعا مى کند، مى بایستى با ابراز دلایل و در مقام دفاع ادعاى خود را به اثبات برساند.
البته تجاوز زن از حدود اختیارات خود در مورد وکالتى که از شوهرش دریافت داشته است، تصاحب اموال و دارایى هاى زوج، مجهول المکان اعلام نمودن شوهر و درخواست صدور گواهى عدم امکان سازش براى طلاق، تهیه و ارائه عقدنامه پس از صدور حکم غیابى طلاق، فرجام خواهى زوج از رأى صادره و نقض آن از سوى مرجع محترم دیوان عالى کشور جملگى قرائن و دلایلى هستند که از عدم تمکین زوجه حکایت دارند و با وجود این شرایط، دادخواست مطالبه نفقه معوقه از سوى زوجه منتهى به صدور رأى بر وفق نظرخواهان نخواهد بود.
ناگفته نماند که تمکن و قدرت مالى نیز در تحقق نفقه زوجه مى بایستى مورد توجه قرار گیرد. چرا که ماده ۶۴۲ قانون مجازات اسلامى مصوب سال ۱۳۷۸ بیان نموده است: «هر کس با داشتن استطاعت مالى نفقه زن خود را در صورت تمکین ندهد یا از تأدیه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع نماید، دادگاه او را از سه ماه و یک روز تا پنج ماه حبس محکوم مى نماید.»
رئیس شعبه ۴۵ دادگاه تجدیدنظر استان تهران
نویسنده :
امجدی
- ساعت 1:34 PM روز چهارشنبه 8 خرداد ماه سال 1387
نظرات (0)
|
لینک ثابت
|
تگ مقالات حقوقی حقوقدانان
|
یئت وزیران در جلسه مورخ 13 آبانماه 1386 طبق پیشنهاد شماره 14514/02/111 مورخ 25 مهر ماه 1385 وزارت دادگستری و به استناد ماده 189 تنفیذی قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامیایران موضوع ماده 134 قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامیایران مصوب 1383 آییننامه اجرایی شوراهای حل اختلاف تخصصی دیوان عدالت اداری را به شرح زیر تصویب نمود:
ماده یک: بهمنظور ارتقای جایگاه صلح و سازش و تسهیل و تسریع در حل و فصل پروندههای در صلاحیت دیوان عدالت اداری، شوراهای حل اختلاف تخصصی دیوان عدالت اداری که در این آییننامه به اختصار شوراهای حل اختلاف تخصصی نامیده میشوند، تشکیل میگردد.
ماده 2: حدود صلاحیت شوراهای حل اختلاف تخصصی، رسیدگی به پروندههای مربوط به اقدامات دستگاههای موضوع ماده 13 قانون دیوان عدالت اداری مصوب 1385 میباشد که قابلیت طرح در شعب دیوان عدالت اداری را دارند و دارای ماهیت قضایی نبوده یا ماهیت قضایی آن از پیچیدگی برخوردار است.
ماده 3: شوراهای حل اختلاف تخصصی با رعایت مفاد ماده شش این آییننامه، در مراکز زیر تأسیس شده و به ترتیب زیر رسیدگی مینمایند:
الف) در محل دیوان عدالت اداری، برای رسیدگی به پروندههای موضوع این آییننامه در مواردی که به تشخیص معاون ارجاع یا رئیس شعب دیوان با تصالح قابل حل میباشد.
ب) در دستگاههای مستقر در تهران، با هماهنگی وزیر یا بالاترین مقام مسئول برای رسیدگی به پروندههای موضع این آییننامه در حوزه آن دستگاه
ج) در دستگاههای مستقر در مراکز استانها، با هماهنگی استاندار و رئیس کل دادگستری استان برای رسیدگی به پروندههای موضوع این آییننامه در حوزه آن استان.
ماده 4: شوراهای حل اختلاف تخصصی دارای سه عضو اصلی به شرح زیر میباشند:
الف) یک قاضی از میان روِسای شعب یا مستشاران یا دادرسان دیوان عدالت اداری برای عضویت در شوراهای حل اختلاف تخصصی موضوع بندهای (الف) و (ب) ماده سه این آییننامه و یک نفر از قضات شاغل در مراکز استانها که دارای حداقل 10 سال سابقه قضایی باشد، برای عضویت در شوراهای حل اختلاف تخصصی موضوع بند (ج) ماده سه یادشده.
قاضی عضو شوراهای حل اختلاف تخصصی موضوع بندهای (الف) و (ب) ماده سه از سوی رئیس دیوان عدالت اداری پیشنهاد و با ابلاغ رئیس قوه قضاییه منصوب میشود.
قاضی عضو شوراهای حل اختلاف تخصصی مستقر در مراکز استانها با پیشنهاد رئیس دیوان عدالت اداری و رئیس کل دادگستری استان مربوط انتخاب و از سوی رئیس قوه قضاییه منصوب میشود.
ب) یک نفر از مدیران دستگاههای موضوع ماده دو این آییننامه دارای وثاقت و حداقل 10 سال سابقه کاری
مدیران مذکور بر حسب مورد در هر یک از شوراهای حل اختلاف تخصصی موضوع ماده سه آییننامه به ترتیب با معرفی معاون حقوقی و امور مجلس رئیسجمهوری یا وزیر و یا بالاترین مقام مسئول مربوط یا استاندار و با ابلاغ رئیس دیوان عدالت اداری تعیین خواهند شد.
ج)یک نفر عضو معتمد از میان وکلا، کارشناسان، قضات بازنشسته و سایر افراد صاحبنظر در موضوعات تخصصی با ابلاغ رئیس دیوان عدالت اداری.
تبصره یک_ هر شورای حل اختلاف تخصصی میتواند دو عضو علیالبدل با شرایط مندرج در بندهای (ب) و (ج) داشته باشد.
تبصره دو_ مسئول دبیرخانه شورای حل اختلاف تخصصی توسط دیوان عدالت اداری معرفی شده و برابر ضوابط جاری شوراهای مذکور فعالیت خواهد نمود.
ماده 5: مطرح شدن پرونده در شوراهای حل اختلاف تخصصی به یکی از سه طریق زیر میباشد:
الف) مراجعه مستقیم شاکی و طرح شکایت در شورا
ب) ارجاع پرونده از سوی واحد ارجاع دیوان عدالت اداری قبل از ثبت در دیوان
ج) ارجاع پروندههای مطرحشده در شعب دیوان با پیشنهاد رئیس شعبه رسیدگیکننده و موافقت مقام ارجاعکننده.
ماده6: یکی از معاونان دیوان عدالت اداری با هماهنگی اداره کل پیگیری امور استانهای قوه قضاییه و معاون حقوقی و امور مجلس رئیسجمهوری یا وزیر و بالاترین مقام مسئول مربوط یا استاندار (برحسب مورد) نسبت به تشکیل شوراهای حل اختلاف تخصصی و تأمین و گزینش نیروی انسانی و اداره آن اقدام مینماید. سازمان و تشکیلات این شوراها از سوی معاونت مزبور تدوین و با پیشنهاد رئیس دیوان عدالت اداری و تصویب رئیس قوه قضاییه به مرحله اجرا درمیآید.
ماده هفت: پروندههای مطرحشده در شوراهای حل اختلاف تخصصی به طریق زیر مورد رسیدگی قرار میگیرد:
الف) موضوع بدواً از طریق راهنمایی شاکی و مأمور یا اداره طرف شکایت، ضمن تلاش در حل آن از طریق تصالح مورد پیگیری قرار گرفته و در صورت حصول توافق طرفین، اتخاذ تصمیم شده و ضمن تنظیم گزارش اصلاحی پرونده مختومه میگردد.
ب) در صورتیکه مطابق نظر اکثریت اعضای شورای حل اختلاف تخصصی، پرونده غیرقابل رسیدگی در آن شورا باشد، با صدور قرار عدم صلاحیت، پرونده به دیوان عدالت اداری ارسال تا مطابق قانون دیوان عدالت اداری بهمنظور رسیدگی به یکی از شعب آن ارجاع گردد.
ج) چنانچه موضوع از طریق مصالحه حل و فصل نشود، پرونده طبق قوانین و مقررات مورد رسیدگی قرار میگیرد و براساس راCی اکثریتی که قاضی عضو شورا در آن قرار دارد، حکم مقتضی صادر میشود. این راCی به طرفین ابلاغ گردیده و در فرصت قانونی قابل تجدیدنظر در شعب دیوان خواهد بود. در صورتی که راCی اکثریت مشتمل بر راCی قاضی عضو شورا نباشد، طبق بند (ب) این ماده عمل خواهد شد.
ماده 8: رسیدگی در شوراهای حل اختلاف تخصصی تابع تشریفات آیین دادرسی دیوان عدالت اداری نمیباشد.
ماده 9: محل استقرار و تجهیزات مورد نیاز شوراهای حل اختلاف تخصصی به نحو زیر تأمین خواهد شد:
الف) شوراهای موضوع بند (الف) ماده سه از سوی رئیس قوه قضاییه و دیوان عدالت اداری
ب) شوراهای موضوع بند (ب) ماده سه از سوی دستگاه محل استقرار شعب شوراهای تخصصی
ج) شوراهای موضوع بند (ج) ماده سه از سوی استانداری یا دادگستری استان مربوط بر حسب توافق دیوان عدالت اداری و دو مرجع مزبور.
ماده 10: حقالزحمه اعضای شوراهای حل اختلاف تخصصی براساس دستورالعملی که از سوی رئیس دیوان عدالت اداری و اداره کل پیگیری امور استانها و سازمانهای وابسته قوه قضاییه تدوین و به تصویب رئیس قوه قضاییه میرسد، از محل اعتبارات دیوان عدالت اداری تأمین میگردد.
ماده 11: اعتبارات لازم برای اجرای این آییننامه، همه ساله در بودجه سنواتی دستگاههای مربوط پیشبینی خواهد شد.
ماده 12: رئیس دیوان عدالت اداری موظف است تمهیدات لازم جهت نظارت بر انجام کار شوراهای حل اختلاف تخصصی را فراهم نماید.
این آییننامه به عنوان الحاقیه به آییننامه موضوع ماده 189 تنفیذی قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامیایران، موضوع ماده 134 قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامیایران و موضوع تصویبنامه شماره 27949™ت33416 هـ مورخ هشت مرداد ماه 1384 اضافه میشود |
| |
نویسنده :
امجدی
- ساعت 02:44 AM روز پنجشنبه 27 دی ماه سال 1386
نظرات (0)
|
لینک ثابت
|
تگ مقالات حقوقی حقوقدانان