هواپیمای مدل بسازید !
آموزش ساخت هواپیمای مدل به زبان فارسی - گلایدر و رادیوکنترل |
آموزش لاغری در ۱۰ دقیقه
ده دقیقه نرمش = کاهش تضمینی وزن آسان و سریع! فقط 3750 تومان !!! |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
|
(یکشنبه 29اردیبهشت 1387) - با ابلاغ سیاستهای اصل 44 قانون اساسی و تاکید مقام معظم رهبری بر اجرای صحیح این قانون که به تعبیری آن را انقلاب اقتصادی کشور نامیدند و همچنین با توجه به سیاست های کلان مشخص شده در سند چشم انداز بیست ساله کشور باید گفت که موانع و چالش های مختلفی با توجه به ساختار دولت محور اقتصادی کشور پیش روی دست ... |
افلاطون در سال 427 قبل از میلاد در آتن متولد شد و حدود سال 347 قبل از میلاد در همان شهر درگذشت. نام واقعی این اشرفزاده آتنی اریستوکل بود اما در مدرسه به او لقب "پلاتون - افلاطون" به معنی "گسترده و وسیع" دادند. افلاطون از طرف پدری از اعقاب کدروس آخرین پادشاه اساطیری یونان و از جانب مادر از منسوبین سولون (از موسیقیدانان یونانی) بوده است.
مهمترین رویداد زندگی او آشنایی با سقراط در سال 409 ق بود. اعدام سقراط به دست دموکراتها ضربهای هولناک بر زندگی افلاطون وارد ساخت. افلاطون پس از آن حادثه آتن را ترک کرد. او با این اعتقاد که تا روزی که پادشاهان فیلسوف نشده باشند یا فیلسوفها پادشاه نشده باشند جهان روی خوشی نخواهد دید، قصد داشت یک پیماننامه فلسفی بنویسد و نه یک مباحثه یا گفتگو "دیالوگ". علتش هم آن است که در هیچ یک از دیالوگها از خودش به عنوان شرکت کننده در این گفتگوها نشانی نیست. به این علت که او قصد نداشت به خوانندگانش بگوید "خود او" چه فکر میکرد و یا "خود او" چه پاسخی به بنیادینترین پرسشهای هستی درباره "معنای انسان بودن" میداده است. او میخواست به پیروانش بیاموزد که خودشان فکر کنند و پاسخهای خود را برای این پرسشها بیابند زیرا او میدانست که در این موارد نه او، نه هیچکس نخواهد توانست پاسخ نهایی را که از نظر علمی قابل اثبات باشند بیابند.
افلاطون بر این اعتقاد بود که هر یک از ما باید زندگی خودمان را بسازیم و هیچکس نمیتواند سرنوشت دیگری را بسازد و زندگی او را بزاید.
افلاطون انسان را حیوان معرفی میکند، حیوانی که به او "لوگوس" اعطا شده است لوگوس در متالوژی یونان دارای معانی مختلفی است که میتوان از آن به "تکلم" و "تعقل" یاد کرد.
افلاطون در طی سالهای زندگیش سعی بر آن داشت که به گفته سقراط عمل کند و به طرفدارانش بیاموزد تا به شعاری که بر سر در اصلی معبد "دلفی" حک شده بود و استادش آن را از آن خود ساخته بود عمل کنند؛ و با شعار "خود را بشناس."
1. هرگز کسی را که به طور دایم در حال پیشرفت است هر قدر کم، دلسرد نکن.
2. ما به آسانی میتوانیم کودکی را که از تاریکی میترسد، معذور بداریم. فاجعهی واقعی زندگی زمانی است که انسانها از نور بترسند.
3. مرگ بدترین چیزی نیست که ممکن است بر کسی واقع شود.
4. اگر قرار باشد زنان همان کاری را بکنند که مردان میکنند پس باید به آنها همان چیزهایی را یاد بدهیم که به مردان میآموزیم.
5- جهل، ریشهی همهی شرارتها است.
6- تاوانی که مردمان خوب به خاطر بیتفاوتی نسبت به مسایل عمومی خواهند پرداخت، زندگی کردن تحت حکومت مردمان بد است.
7- عاقل حرف میزند چون چیزی برای گفتن دارد و احمق حرف میزند که چیزی گفته باشد.
8- طی یک ساعت بازی بیشتر از یک سال گفتگو میتوانی خصوصیات اشخاص را کشف کنی.
9- مرد نیک بد نخواهد دید، نه در زندگی و نه پس از مرگ.
10- زندگی که بررسی و مطالعه نشود ارزش زیستن ندارد.
11- تصور جمع بدون تصور فرد ممکن نیست.
12- کلمات دروغ نه تنها فی نفسه بدند بلکه روح را هم به بد آلوده میکنند.
13- هنگامی که شخص متعصب درگیر مشاجره است در قید حقانیت مطلب نیست بلکه فقط دغدغه متقاعد کردن شنوندگانش را دارد.
14- همهچیز بین دوستان مشترک است.
15- بزرگترین مجازات شرارت، شبیه آدمهای شرور شدن است.
16- ورزش اجباری صدمهای به جسم نمیزند، اما دانشی که به اجبار کسب شود در ذهن نمیماند.
17- میتوان گفت هر چیز گمراه کنندهای، مسحور کننده هم هست.
18- انسانها بیعدالتی را محکوم میکنند به خاطر آن که میترسند قربانی بیعدالتی شوند نه به خاطر آن که از انجامش اکراه دارند.
19- شروع مهمترین قسمت کار است.
20- روح انسان فناناپذیر و لایزال است.
21- سه هنر با همهچیز سر و کار دارند: هنر استفاده از چیزها، هنر ساختن چیزها و هنر تقلید کردن از آن دو.
22- ثروت منشا تجمل و تنبلی است، مغز منشا پستی و بیرحمی است و هر دو منشا نارضایتیاند.
23- هیچ انسان خردمندی آن قدر جسور نیست که آنچه را منطقش مورد تعمق قرار داده به زبان براند.
24- عشق ما نسبت به فرزندانمان از بزرگترین آرزوی روح برای فناناپذیر شدن سرچشمه میگیرد.
خاطره علی نسب
http://www.shamisapsy.com/psy_shakhsiat14.htm
استاد امجد:
زهد، نخوردن و نخوابیدن نیست
آیت الله امجد را بایستی در جرگه آندسته از روحانیونی به شمار آورد که که دارای نگاهی نو و اندیشه ای جدید نسبت به فقه اسلامی و آموزه های اسلامی می باشند سرویس دین و اندیشه خبرگزاری انتخاب از این به بعد در نظر دارد در این ستون دیدگاه های ایشان و سایر نواندیشان دینی را منعکس سازد.

کمى دیر شده بود. رکعت دوم نماز مغرب بود که او رسید، با عجله مُهرى برداشت و روانه صف آخر شد تا از فضیلت جماعت باز نماند. جماعت که سلام نماز را دادند، هنوز رکعتى از نماز او باقى بود. وقتى سلام داد، دیگر همه نگاهها به او معطوف شده بود. لبخندى زد و به نشانه احترام دست خود را بر سر گذاشت. حالا همه متوجه حضور او شده بودند، حتى جوان بیست و یکى دو سالهاى که عبا بر دوش انداخته و در جایگاه امام جماعت ایستاده بود. اطرافیان به حاج آقا اصرار مىکردند که جلو برود و نماز دوم را اقامه کند؛ اما هیچ عجلهاى نداشت. امام جماعت جوان با اندکى خجالت سریع به صف دوم رفت و جا را براى او خالى کرد. حاج آقا آمد، بدون مقدمه پیشانى جوان را بوسید و با صداى بلند گفت: «همه ایران مىدانند که من به شما عزیزان دانشجو عشق مىورزم، من پشت سر تک تک شما نماز مىخوانم».
جمله بر آمده از دل او، جمله آشنایى بود که بارها گوش نماز گزاران مسجد کوى دانشگاه تهران را نوازش داده بود. تواضع و فروتنى، صفا و صمیمیت، نشاط و شادابى، بى آلایشى و اخلاص، جوان پسندى و به روز بودن و... همه و همه از حاج آقا امجد، امام جماعت مسجد کوى دانشگاه تهران، شخصیتى ساخته که محبوب قلوب پیرو جوان، روحانى و دانشجو، کارمند و بازارى و... است. نماز جماعت ایشان در مسجد کوى، محفل انسى است که بسیارى از شیفتگان و تشنگان رؤیت جلوههاى عملى اخلاق اسلامى را جمع کرده است.
حاج آقا، هر شب چند دقیقه بین نماز صحبت مىکند و سعى دارد با موعظه دانشجویان را با اصول اسلام آشنا سازد. جملههاى ناب و کوتاه او همواره خاطر جوانان دانشجو را نوازش مىدهد:
اهل بیت(ع) قهرمانان همه فضائل هستند.
ما میراث دار میراث بزرگ شیعه هستیم که با رنج و دردهاى فراوان به دست آمده است. نباید میراثخوار باشیم.
گناه و معصیت دنده عقب است. آن قدر که انسان وارد میدان مین مىشود.
تقوا محبت را تقویت مىکند؛ ولى گناه و معصیت باعث تضعیف آن مىشود.
فایده عشق به اهل بیت(ع) این است که خود بینى از بین مىرود. چون اهل بیت - علیهم السلام - فانى در خدا هستند، انسان هم به عشق آنها، خدا بین مىشود.
زهد، نخوردن و نخوابیدن نیست؛ زهد ناچیز دانستن دنیا است.
سه محور را باید حفظ کنیم؛ مکتب، وحدت و رهبرى.
در ادامه بچههاى مسجد کوى دانشگاه خصوصیات اخلاقى و ویژگىهاى رفتارى استاد امجد را بازگو می کنند که با هم گوشههایى آن را مىخوانیم.
به همه شخصیت مىدهند
یکى از خصوصیات بارز ایشان این است که به دور از حب و بغضهاى شخصى فقط براى احترام به طرف مقابل با افراد انس مىگیرند. خیلى از مواقع در مجالس مىبینیم حاج آقا از هنر همه استفاده مىکند؛ به یکى مىگوید شعر بخوان، به دیگرى مىگوید قرآن بخوان، به دیگرى مىگوید سؤال کن و... خلاصه به همه شخصیت مىدهند. ایشان به دنبال مطرح کردن خود نیست، بلکه به دنبال طرح فضیلت و خوبى است. حاج آقا خیلى خوب است و من هرچند به عنوان یک خانم نمىتوانم مانند آقایان از نزدیک از ایشان استفاده کنم ولى صحبتها و حرکات و رفتار ایشان خیلى در من تأثیر داشته و کلاً دیدم را عوض کرده است.
الهه سادات موسوى - فلسفه
نیازى که دانشجویان به امثال او دارند...
نیازى که دانشجویان به امثال حاج آقا امجد دارند، از نیاز به یک استاد تحصیل کرده در سطح بالا هم بیشتر است؛ چون ما در عملکردمان دچار یک تضاد شدهایم، در اعتقاداتمان مشکل داریم و براى موفقیت در آینده باید خودسازى کنیم. باحضور ایشان ما بهتر خودسازى مىکنیم. استعدادهاى خوب دانشگاه به امثال حاج آقا نیاز دارند. نکته این است که روحانیان باید احساسات و نیازهاى دانشجویان را درک کنند، همان کارى که حاج آقا مىکند.
منصور ملکى - اقتصاد
شارژ روحى
حاج آقا امجد بیشترین تأثیرش در تألیف قلوب است. بچهها چون در خوابگاه خسته مىشوند، وقتى به مسجد مىآیند، از لحاظ روحى شارژ مىشوند. ایشان به بچهها دلدارى مىدهند؛ با آن شخصیت عرفانى که دارند، باعث مىشوند خستگى بچهها از اجتماع و خوابگاه برطرف شود. علت موفقیت حاج آقا امجد اخلاص ایشان است. هر کس اخلاص داشته باشد و همت کند تا به خاطر خدا به یک عده دانشجو کمک کند، موفق مىشود.
علت علاقه من به ایشان قلبى است، نمىتوانم بگویم؛ چون من خوبى را دوست دارم.
حسن صالحى وزیرى
جاذبه خاص
علت موفقیت ایشان در این است که خود را به دانشجویان نزدیک احساس مىکنند. طبق اظهار نظر خودشان، خود را خادم دانشجو مىداند و مىگوید من شما را خیلى دوست دارم، باید قدر خود را بدانید. صحبتهاى بعد از نماز و برخوردها و نصیحتهاى ایشان در مجموع باعث ایجاد برآیند خاصى در ذهن من شد و براى من جاذبه خاصى به وجود آورد.
فرزاد ابراهیمى - مکانیک
اهل عمل
علت علاقهمندى من به حاج آقا این است که خودشان اهل عمل هستند و به چیزهایى که مىگویند عمل مىکنند.
اصغر تفضلى - الاهیات
اگر من را از در بیرون کنند، از پنجره مىآیم.
حاج آقا خود را از بچهها مىدانند، حتى این جمله را چندین بار گفتهاندکه: اگر من را از در بیرون کنید، از پنجره مىآیم. به همین خاطر، رابطه دانشجویان با ایشان دو طرفه است. بچهها حاج آقا را دوست دارند و ایشان هم به بچهها محبت مىکنند.
امین جلال منش - تربیت بدنى
تنها یک جمله
اگر جملهاى از خود ایشان بگویم، ابعاد وجودىاش بهتر مشخص مىشود. ایشان مىفرمایند:
«چون از او گشتى همه چیز از تو گشت». با همین جمله مىتوان همه چیز را فهمید.
حسین خان دانا - برق
اسلامشناسى
به نظر من، مهمترین خصوصیت حاج آقا اسلامشناسى او است؛ یعنى واقعا روح تشیع را پیاده مىکند. در خیلى از مسائل مىگوید: شخص گرا نباشید، اصول گرا باشید؛ احترام به افراد به جاى خود، اما هر کس هر حرفى زد به دنبال او نروید.
فرزانه پاینده - ریاضى کاربردى
حتى انتظار ندارد پیش پاى او بلند شویم.
یک مشکلى که از دیدن خیلىها داشتم این بود که احساس مىکردم براى خود شخصیتى قائل هستند؛ اما ایشان کسى نیست که خود را بگیرد یا خود را بزرگ بداند یا انتظار چیزى داشته باشد. حتى انتظار ندارد جلوى پاى او بلند شویم؛ اما تنها کسى است که از در مسجد که وارد مىشود، همه جلوى پاى او بلند مىشوند؛ یعنى چیزى که نمىخواهد براى او اتفاق مىافتد.
مجید امامى - مهندسى شیمى
گفت که در زندگى آزاد باش!
حاج آقا با جوانها خوش است و جوانها هم از او خوششان مىآید. بارها خودشان به شعرى از استادش علامه طباطبایى، تمسک کردهاند که:
پیر خرد پیشه نورانىام
بُرد ز دل زنگ پریشانىام
گفت که در زندگى آزاد باش
هان گذران است جهان شاد باش
احمد توکلى – الهیات
یک لحظه غفلت
چند شب قبل که در مجلس استاد امجد بودیم ، ایشان بیتی خواندند که ازآنجا که فهمیدن صحبت های استاد هنر خاص خودش را می طلبد ، در آن جلسه من دقیقا نتوانستم آن شعر را بفهمم ولی دوستی زحمت کشید و آن را برایم معنی نمود
رفتم ز پا خاری کشم ، محمل ز چشمم دور شد
یک لحظه غافل گشتم و صد سال راهم دور شد
گمان کنم یادآوری این بیت هر از چند گاهی ضرر نداشته باشد. بالاخره هرچه باشد ، آقای امجد که حرف نامربوط نمی زند.
حضرت آیت الله محمود امجدی (امجد) در سال 1318 ش. در شهرستان کنگاور از توابع کرمانشاه در خانواده ای روحانی متولد گردید. پدر ایشان از علمای آن دیار بود که به عنوان پایگاهی در مسیر ایران به کربلا، میزبان علمای هم عصر خویش بود. ادب و معنویت و عشق به اهل بیت (ع) شاخصهء مهم علمای خانواده امجد می باشد. پدر بزرگ ایشان از علما و شعرای با اخلاص و ارادتمند خاندان عصمت و طهارت است که تضمین های عاشورایی ایشان از اشعار حافظ مشهور است.
ایشان بعد از اتمام تحصیلات متوسطه وارد حوزه می شوند و بعد از مدتی در مدرسه حجتیه قم به تحصیل علوم دینی می پردازند.
اساتید ایشان عبارتند از: امام خمینی(ره)، علامه طباطبایی، حاج آقا حسین فاطمی و ...
خود استاد بارها می فرمایند: من در همه دروس خصوصی و عمومی علامه طباطبایی شرکت داشته ام. ارادت علامه نیز به ایشان مشهود بوده است بطوری که می فرموده اند به او امجد کرمانشاهی نگویید بلکه امجد کربلایی بگویید.
بزرگترین استاد اخلاق و عرفان ایشان مرحوم آیت الله العظمی بهاءالدینی بود که همیشه استاد امجد از او یاد می کنند. آیت الله بهاءالدینی هم در خصوص ایشان عنایت ویژه ای داشته اند و بارها توکل به خداوند را از بارزترین خصوصیات ایشان می دانند.
آیت الله امجد به اصرار بعضی از علماء چندین سال است به تهران مهاجرت کرده است و روش تربیتی و رفتاری و اخلاق اجتماعی و زهد بی نظیر ایشان باعث شده، جوانان خصوصا دانشجویان، این عالم گرانقدر را همچون نگینی در آغوش بگیرند. مباحث اخلاقی و نماز جماعت ایشان در مسجد کوی دانشگاه تهران و مراسمی چون عزاداری ایام محرم و احیاء شبهای قدر، همه عاشقان فضیلت را به سوی خویش جذب کرده است.
از خصوصیات بارز ایشان اخلاص عجیب و بی اعتنایی او به دنیاست به طوری که بسیار دیده اند که مجالس بسیار کوچک و در ظاهر کم اهمیت و افراد بی نام و نشان را بر مجالس بسیار بزرگ ترجیح داده اند. آنچه در نظر ایشان اهمیت دارد ارادت و اخلاص به اهل بیت عصمت طهارت علیهم السلام است. عشق به جوانان، دلسوزی برای آنان و محبت پدرانه ایشان باعث شده است که جوانان هم به او عشق ورزند و با ایشان رابطه ای صمیمی داشته باشند.
منبع: خبرگزاری انتخابhttp://ostadamjad.blogfa.com/cat-3.aspx
گفتم : اگر آب باشد بهتر است .
چوپان چوبدستى خود را بر سنگى زد، آبى گوارا جارى شد. تعجب کردم .
گفت : شگفت نیست . فان العبد اذا اطاع مولاه اطاعه کل شى ء.
هرگاه بنده ، خدایش را اطاعت کند، همه چیز مطیع او باشد.
