شبهای برره !
سریال شبهای برره ۹۰ قسمت کامل با کیفیت عالی |
پرورش شترمرغ !
آموزش پرورش شترمرغ شغلی پردرآمد با تسهیلات بانکی |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
آلبرت اینشتین(وفات 1955 م) در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان: "دی ارکلرونگ " Die Erkla"rung - von: Albert Einstein – 1954 یعنی:"بیانیه" که در سال 1954 آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است - اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین ومعقولترین دین می داند.
این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی (فوت1340ش =1961م) است که توسط مترجمین برگزیده شاه ایران محرمانه صورت پذیرفته است. اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) وبیش از همه (بحارالانوار) علامه مجلسی (که از عربی به انگلیسی ترجمه وتحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده) تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند....
این روزها در عزاداریها و تعزیهها آنچه بیش از هرچیز به گوش میرسد استفادهی شاعرانه از واقعهی کربلا در قالب« لسان حال» یا« زبان حال» است. به دلیل محدود بودن منابع تاریخی و مطالب روایی، آن مطالبی که قرار است بیان آن حادثه باشد از زبان اولیا و اشقیای حادثه روایت میشود« گویی» آنان چنین گفتهاند تا هم مشکل سند و ارجاع نداشته باشد وهم حسّ و حال منتقل شود. میزان نزدیکی آن زبان حال با روح ماجرا هم به سواد و بینش و ذوق شاعر یا نویسنده برمیگردد. ظاهراً اوّلین شاعری که این اصطلاح را به کار برده، خیّام است که میسراید: دی کوزهگری بدیدم اندر بازار، بر تازهگلی لگدهمی زد بسیار- وان گل به زبان حال با او میگفت:« من همچو تو بودهام مرا نیکودار.»
میر داماد؛ محمّدباقر برهانالدّین استرآبادی و شیخ بهاءالدّین محمّد عاملی دو تن از نامآورترین استادان ملاصدرایند که پیوند مهر و مودّت عالمانه و سالکانهای بین خود داشتند. آغازگر مکاتبات معمولاً میرداماد شوخطبع بود که بلد بود خوب« منم» بزند. در اشعارش که با نام «اشراق» در آنها تخلّص کرده این امر به چشم میخورد و نیز در حکایاتی که از وی منقول است. میر گاهی مبحثی علمی یا چیستان یا کنایهای را به سوی شیخ بهائی میفرستاد و او هم البتّه در پاسخ در نمیماند. مثلاً میپرسید:«ای سرّ ره حقیقت ای کان سخا/ در مشکل این حرف جوابی فرما- گویی که خدا بود و دگر هیچ نبود/ چون هیچ نبود پس کجا بود خدا؟» و بهاءالدّین جواب میدهد:
وآنچه برخى نقل کردهاند که على ( ع ) پس از تهدید ناگزیر از بیعت شد ونوبت به احراق نرسید ، مخالف نقل بخارى است ، که در نزد اهل سنت از اعتبار بیشترى برخوردار است ، ونیز شواهد حدیثى وتاریخى ، آن رامردود مىداند . بلى قافیه این مرثیه و نوحه با سرودن طلیعه آن به زبان هر سرایندهاى جارى مىشود ، چون با قسم به آتش زدن خانه ، وسپس براى وفاء به قسم با مشعل به در خانه آمدن ، و سقط جنین و . . . از دنیا رفتن پس از مدت کوتاهى ، قتل و شهادت و مستند به این مقدمات خواهد بود . هر چند بعضى از ناقلین این مرثیه و مصیبت به نتیجه آن تصریح نکرده باشند . امّا همانطور که گذشت این مرثیه به وسیله پدر فاطمه ( س ) پیامبر اکرم ( ص ) و فرزندانش ائمه اطهار : تا پایان سرائیده شد . تا اینجا به گوشهاى از شواهد تاریخى حدیثى بر شهادت فاطمه زهرا ( س ) از منابع معتبر اهل سنت اشاره شد . مطلب آنقدر واضح و روشن است که نیازى به تکثیر منابع نیست .
برای خواندن ادامه متن بر روی ادامه مطلب کلیک کنیدامّا از طرف دیگر فاجعه آن قدر بزرگ و سنگین است که هر چند نتوان در ادلّه و مستندهاى تاریخى و حدیثى آن خدشه نمود ، امّا باز هم عواطف و احساسات به سختى مىتواند آن را باور کند . مگر على ( ع ) نبود ؟ چگونه جرأت کردند ؟ ...
بسم اللّه الرحمن الرحیم
شهادت حضرت فاطمه زهراء ( س ) واقعیتى است که منابع حدیثى و تاریخ شیعه و سنّى بر آن گواه است . برخى به علت عدم آشنائى با حدیث و تاریخ ، در این واقعیت تردید نمودهاند . از اینرو گوشهاى از شواهد این مصیبت بزرگ را تنها از منابع معتبر اهلسنّت تقدیم پویندگان حق و حقیقت مىنمائیم .
قال رسول اللَّه ( ص ) : « . . . فتکون اوّل من یلحقنى من اهل بیتى فتقدم علىّ محزونة مکروبة مغمومة مقتولة » .
( فاطمه ) اولین کسى از اهلبیتم مىباشد که به من ملحق مىگردد ، پس بر من وارد مىشود ، محزون ، مکروب ، مغموم ، مقتول . . .
فرائد السمطین ج 2 ، ص 34
قال موسى بن جعفر ( ع ) : انَّ فاطمة ( س ) صدّیقة شهیده .
اصول کافى ج 1 ، ص 381
هر گاه احساس کردی که گناه کسی آنقدر بزرگ است که نمی توانی او را ببخشی، بدان که اشکال در کوچکی روح توست نه در بزرگی گناه او .
http://forum.p30mob.com/showthread.php?t=53&page=433